اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 20/12/1430

نسخه عربی

جلسه ۶۸۸

7
  •  تلمیذ: رابطه صورت و ماده مثل رابطه ظهور و وجود از باب تشكیك است؟

  •  استاد: نه

  •  تلمیذ: چون این عرضی است كه عارض بر یك موضوعی می‌شود لابدیت عقلی به ما می‌گوید باید یك ماده باشد.

  •  استاد: بله

  •  تلمیذ: والّا این صورتهای مختلف نمی‌شود یك مابه الاشتراك

  •  استاد: نمی‌شود

  •  تلمیذ: اما در مورد ظهور در مثلا یك تجلی نسبت به ذات باری می‌شود این را گفت یعنی بگوییم كه همان جوری كه اگر این تجلیات و ظهورات نبودند ظهور وجود پیدا نمی‌كرد این صورت نسبت به ماده مثل همان است

  •  استاد: بله ما همان را می‌گوییم

  •  تلمیذ: آخر رابطه صورت با ماده رابطه عرض و معروض است

  •  استاد: نه، خوب از كجا شما می‌گویید صورت و ماده عرض است

  •  تلمیذ: وجود ربطی را خب قبول دارید دیگر؟

  •  استاد: ببینید در بحث عرض بله آن وجود ربطی كه بجای خودش، وجود ربطی همان وجود فانی در همان وجود بسیط و در علت خودش است.

  •  تلمیذ: دیگر عرض و معروض مطرح نمی‌شود

  •  استاد: اجازه بفرمایید به طور كلی هر معلولی فنای در علت خودش دارد چون در بحث علیت استمرار كرده نه این كه صرف الحدوث حدوثا و بقاء باید جنبه علیت نسبت به معلول وجود داشته باشد حتی در آن جهاتی كه ما معلول را جدای از علت می‌دانیم در نفس حیثیت علّی استمرار هست ولی وقتی كه آن حیثیت قطع بشود دیگر جنبه علیت هم قطع می‌شود آن دیگر ارتباطی با او ندارد این كه حوادث و پدیده‌های آنی است كه در آنیات این مسئله آنجا است در مسئله وجود ربطی كه وجود همه خلایق نسبت به وجود باری و بالصرافه است و وجود معلول به نسبت به علت است در همه اینها، آن حیثیت ربطیه اقتضاء می‌كند كه این وجود در هویت ذات خودش فانی باشد در آن حیثیت ذاتی خودش فانی باشد و استقلال وجود فی نفسه نداشته باشد وجود فی نفسه اگر داشته باشد وجودش دیگر لنفسه نخواهد بود بلكه لغیره خواهد بود یعنی به واسطه همان حیثیت ربطیه است كه شما در خارج یك تعینی را مشاهده می‌كنید آن حیثیت ربطیه را نمی‌بینید در این جا قضیه برعكس است در آن جا آن حیثیت ربطیه كه تحققش به واسطه شهود باید باشد از دیدگان ما مخفی است، آنی را كه شما مشاهده می‌كنید تعین خارجی است تعین خارجی را می‌بینید آن طنابی كه بین این و بین آن مبدأ است آن را نمی‌بینید كه آن طناب اگر بخواهد پاره بشود آن آقا با صدو چهل كیلو وزن در این جا دیگر به صفر تبدیل خواهد شد هیچی یعنی یك صفر در این جا، رفت، آن حیثیت ربطیه كه پشت قضیه است و او باعث شده است كه الان این شیء این زید در مرآ و منظر ما باشد از دیدگان ما مخفی است و آن چه را كه در دیدگان ما است تجلی و ظهور و بروز آن حیثیت ربطیه است پس وجودی كه الان در خارج مشاهده می‌شود وجود متعین است ولی در این تعینش وابسته به او است به محض اینكه آن حیثیت ربطیه قطع بشود حكم عدم بر او بار می‌شود دیگر استمراری در این جا معنا ندارد