
جلسه ۶۸۸
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 20/12/1430
جلسه ۶۸۸
17تلمیذ: این وجود منبسط است نه ماهیت
استاد: وجود است خوب این وجود منبسط با وجود بسیط چه فرقی دارد من دنبال این فرق هستم
تلمیذ: در هر صورت
استاد: نه در هر صورت نه نداریم نه ببینید خوب این در هر صورت مطلب یك قدری مجمل میكند این را خوب ما این مقدار را قبول داریم كه وجود اول بوده به عنوان مبدأ و منشأ كه آن وجود بالصرافه كه در آن وجود بالصرافه در آن قید نبوده در آن حد نبوده این مقدار را قبول داریم حالا پدیده ای انجام شده و حادثهای به وقوع پیوسته قضیهای در خارج انجام شد كه الان آن وجود بالصرافه دیگر آن نیست یك چیز دیگر است اسمش را میگذاریم وجود منبسط آنی كه الان وجود منبسط شد الان در چه وضعیتی است؟ دارای حد است دارای قید است دیگر یك حدودی دارد شد ماهیت منتهی ماهیت مجرد آن ماهیت مجرد باز یك تغییر دیگر در او پیدا میشود میشود ماهیت فرض كنید كه مثل این مواردی كه از نفت میگیرند اول یك چیزهایی مثل قیر سیاه است كه این را میآورند در پالایشگاه یك مرنبه این را تصفیه و تقطیر میكنند یك ماده از او درست میكنند باز آن تقطیر و آن مادهای كه به دست آوردند حالا یك چیز فرض كنید كه مازوت باز یك مرتبه دیگر تقطیرش میكنند این را از آن فرض كنید كه من باب مثال نفت میگیرند یا گازوئیل باز همان را یك مرتبه رقیقش میكنند نفت باز یك مرتبه رقیق رقیق همین طور تبدیل میكنند به بنزین و یا حتی رقیقتر از او بنزینش را هم بنزین سوپر میكنند بعد نزدیكتر از او بنزین طیاره میكنند هی آن را رقیق میكنند رقیق میكنند هی میزان خالصی آن بیشتر میشود میزان آن به اصطلاح مواد اضافی كه هست كمتر میشود هر مرتبه كه به او میخورد یك مرتبه وجودی پیدا میكند با یك اسم خاص و به درد یك چیزی میخورد بنزین طیاره را بگذارند در كوره نان سنگگ یكدفعه میرود هوا خودش و تمام آن صفی كه ایستادند و منتظر نان هستند تمامش میرود هوا! برای این كه این نانوایی و صف نان خریدن نروند هوا نباید آن بنزین را بیاورند باید مازوت بیاورند نمیدانم نفت گاز بیاورند گازوئیل را بیاورند اینها را بردارند بیاورند تا این كه به اصطلاح این نظام به هم نخورد به آن مقدار اگر به جای آن بنزین مازوت بریزند در طیاره یكدفعه میبینید طیاره سقوط كرد از آن بالا با صد و پنجاه مسافر آمد پایین! پس هر چیز در جای خودش است یعنی در اینی كه هر چیز در جای خودش است به خاطر چیست به خاطر ماهیت است این ماهیت با آن ماهیت فرق میكند این اختلاف ماهیت از كجا آمده؟ از جنسش آمده از وجود آمده پس وجود است كه تغییر پیداكرده ما نمیگوییم كه ماهیت اصالت دارد همان وجود این جوری شد، شد مازوت، همان وجود این جوری شد شد نفت سفید همان وجود این جوری شد شد بنزین طیاره همان وجود این طوری شد شد فرض كنید كه .. همین وجود این طوری شد شد وازلین ببینید یك وجود است ولكن هی تغییر كه پیدا میكند شما میبینید ماهیات مختلف و صور مختلفی به خود میگیرد و بر اساس آن صور مختلف خواص مختلفی بر او بار میشود كه آن خواص در آن یكی هم نیست واقعا هم نیست خوب این وجود باید تغییری در او پیدا بشود یا نه كه بتواند قبول بكند آن تغییر را اسمش را ما میگذاریم ماده حالا كه به ماده شد میتواند این حقایق مختلفی پیدا كند البته این آن طرح ظاهری مسئله است مطالبی كه خدمتتان عرض كردم ما میتوانیم به طور كلی ماده و صورت را جور دیگری تصور كنیم نه این كه تصور كنیم كه نیازی به تحقق یك امر اصیل و مستمر نداشته باشد بلكه همان تحقق علیت در خارج به ظهور معلول و ارتباط او با علیت است كه در ما یك امر مستمر ایجاد میكند این درواقع استمرار وجود ندارد شاید منظور شما هم همین باشد از این مسئله
