
جلسه ۶۸۸
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 20/12/1430
جلسه ۶۸۸
11تلمیذ: آن خمیر هم صورت دارد
استاد: احسنت ما فعلا همین را میخواهیم بگوییم ما فعلا بحث ما در قرطاسیت است این قابلیتی كه برای قرطاسیت است آن موقع هم برای خودش یك صورت خاصی دارد پس بنابراین آنی كه قابلیت میدهد به ماده و ماده را مستعد میكند برای عروض اعراض آن چیست آن صورت است آن كه به ماده قابلیت میدهد منتهی در هر زمانی یك شكل خاصی آن صورت دارد یك وقت آن صورت قرطاسیت است یك وقت آن صورت حجریت است یك وقتی آن صورت خشبیت است پس بنابراین هر دوی اینها از نقطه نظر عروض جنبه عروضی دارند ولی یكی عروضش عروض ذاتی است یكی عروضش چیست غیر ذاتی جنبه عرضی است یكی عروضش عروض جوهری است یكی عروضش عروض چیست عرضی جوهر نیست هر دو عارض است البته اسم آن را میگذاریم عروض عروض اتحادی، این را میگذاریم غیر اتحادی در ماده و صورت پس دو امر ما در این جا داریم در حسب واقع، منتهی در عالم خارج وقتی كه ما نگاه میكنیم میبینیم یكی از اینها فانی شده در یكی دیگر ماده فانی شده در آن صورت شما الان ماده را نمیتوانید ببنید میكروسكوپ هم بگذارید نمیتوانید ببینید.
تلمیذ: صورت هم همین جور است صورت هم از سنخ جواهر است و قابل روئیت نیست.
استاد: چی؟
تلمیذ: آنچه قابل ادراك است همهاش از عوارض است اگر منظور از صورت فعلیت شئ باشد آنچه قابل مشاهده است همهاش عوارض است
استاد: نه، ببینید آن چه كه چشم میبیند عرض است ولی در این عرضی كه میبیند همین احساس یك موضوعی را در این جا دارد اگر احساس موضوع را نكند به جای این كه میخ را بیاید بر چوب بكوبد میخ را به دیوار بكوبد.
تلمیذ: باز هم حالت مشیر است حالت تصوری است
استاد: نه
تلمیذ: چون با این ترتیب كه فرمودید چوب را نمیبیند استدراك خشبیت، حجریت، قرطاسیت ندارد.
