
جلسه ۶۸۸
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 20/12/1430
جلسه ۶۸۸
5البته همان طوری كه عرض كردم ما این مسئله را جور دیگری تقریر خواهیم كرد و البته برای این مسئله كه مرحوم آخوند دارند این قضیه را مطرح میكنند ما اشكال وارد خواهیم كرد حالا به نظر قاصر خودمان اشكال وارد هست عرض كردیم بعد از این كه تقریر ایشان شد بعد آن وقت نظری كه به نظر میرسد آن را عرض میكنیم فعلا این مرحوم آخوند بنابرحكمت مشاء مطرح میكنند فعلا تقریرش به این كیفیت است و تقریر بسیار تقریر خوبی است كه این كه ما الان داریم مشاهده میكنیم مسئله ظهور یك مسئله است و مسئله وجود یك مسئله دیگر است مسئله موضوع یك مسئله است مسئله وجود موضوع یك مسئله است ظهور موضوع و اعراضی كه بر او عارض میشود یك مسئله دیگر است بله ما موضوع بدون عرض نداریم شما سریر بدون كمیت دارید معنا ندارد؟ پس بنابراین باید بگویید كه سریر قوامش به كم است كه نیست ظهور سریر به كم است ظهور سریر به لون است ظهور سریر به ارتباط او با مكان است شما یك سریری داشته باشید بدون این كه تعلق به مكان داشته باشد معنا ندارد، حالا مكان را به هر كیفیتی میخواهید بگویید بالاخره سریر یا باید در این اتاق باشد یا در حیاط باشد یا سریر اصلا بگویید در فضا هم باشد باز تعلق به جوانب خودش دارد سریر بدون تعلق به جوانب ما نداریم سریر بدون تعلق به فضا ما نداریم باید باشد ولی قوامش وجود سریر به چیست؟ آن چه كه وجود سریر را فعلی میكند و شما صرف نظر از آن كمش و آن رنگش و وضعش پایهها در كحا باید باشد آن قسمت بالا در كجا باید باشد آن وزنی كه این سریر دارد، صرف نظر از او یك حقیقت خارجی واقعی برای او میبینید و لذا قبل از این كه چشمتان باز كنید كه رنگش چیست قرمز است قهوهای است چه رنگی نقاشی كرده دست میزنید تا دست میزنید میگویید این سریر است خوب رنگش چیست میگوید من نیاز به رنگ ندارم همین كه دست زدم فهمیدم خوب مگر سریر بدون رنگ هم داریم؟ چرا شما بدون این كه رنگ را نگاه بكنید فهمیدید سریر است؟ چون سریر در وجود خودش نیاز به رنگ ندارد سریر در ظهورش نیاز دارد كه در مرآی و در منظر قرار بگیرد باید كیف داشته باشد باید كم داشته باشد و امثال ذلك درست شد این مربوط به این، مثل همین اشعاری نسبت به كیفیت ظهور مبدأ اعلی به مخلوقات و تعینات كه ظهور تو به من است ببینید میگوید ظهور تو به من است و وجود من از تو، دو چیز در این جا است یكی وجود الشیء است كه یا حقیقتش حقیقت جوهری است یا حقیقتش یك حقیقت عرضی است، این وجود الشیء است در عرضها مثل مقولات در حقیقت جوهری هم مثل جواهر و اینها هستند در بحث جواهر و اعراض.
