
جلسه ۶۸۸
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 20/12/1430
جلسه ۶۸۸
2این پاسخ مرحوم آخوند بنابر حكمت و فلسفه مشاء بود و درست هم هست اشكالی به اصطلاح بر این مسئله مترتب نیست در اینجا هم ماده جوهر فرض شده و هم صورت و انتزاع جنس از ماده به لحاظ جوهریت مبهمه است انتزاع فصل از صورت به لحاظ جوهریت متعینه و فعلیت متشخصه است پس بنابراین جنس از ماده انتزاع میشود نه از صورت این جواب جوابی است كه بنابر فلسفه مشاء و ذاتی باب ایساغوجی میتواند در این جا پاسخی از اینها باشد.
تلمیذ: اشكالی كه شده چطور ما از چیز مبهم میتوانیم چیزی را انتزاع كنیم و اگر چیزی متشخص باشد؟
استاد: این را قبلا عرض كردیم و این مسئله مطرح شد كه یك حقیقت مبهمه به عنوان یك حقیقت معدوم نیست فرق است بین ابهام و بین عدم، عدم یك شیایی است كه آن قابل برای ترتب حكم نیست نه میتواند موضوع واقع بشود و نه محمول فقط مفهوم او موضوع و محمول هستند ولی حقیقتی وراء مفهوم ندارد كه بتواند در خارج تحقق پیدا بكند به عنوان یك طرف قضیه. آن چه كه در این جا هست یك واقعیت خارجی مبهم است نه یك واقعیت معدومه، اگر واقعیت باشد عدم ندارد و اگر در جایی عدم باشد واقعیت ندارد.
تلمیذ: فناء در صورت دیگر وجود ندارد؟
استاد: همین كه میگوییم فانی در صورت است پس چیزی است كه فانی نیست نه این كه چیزی نیست هست و فانی است!
تلمیذ: فانی شده الان فعلًا فقط صورت است دیگر چیزی نیست؟
استاد: نه آن چه كه ما الان داریم انتزاع میكنیم دو چیز است ببیند كتابی كه الان در این جا ...
تلمیذ: قبل از صورت ...
استاد: ببینید این كتابی كه الان در جلوی من هست این الان صورت قرطاسیت دارد دیگر قبلش چیست قبلش صورت قرطاسیت نداشت ولی ماده بوده
تلمیذ: الان صورت آمده غلبه كرده بر او و او را به كلّی مبهم كرده.
