
جلسه ۶۸۸
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 20/12/1430
جلسه ۶۸۸
10زمان سابق كه بیحجابی و از این حرفها بود میگویند در یك اتوبوس خدا بیامرزد یك پدربزرگی داشتم معمّم خودش برای من تعریف میكرد مرحوم حاج آقا معین میگفت سوار اتوبوس شده بودیم بعد یك معمّم دیگری هم بود منتهی از ما جوانتر بود آن هم سید بود دیگر زمان سابق بیحجابی از این حرفها بود بعد یك بیحجابی سوار شده بود و یك چادری هم نشسته بودند و یك نفر شروع كرد گفت كه آقا این چیه این زنها چادر سرشان میكنند عین نمیدانم گونی و فلان و از این حرفها چادر سرشان میكنند و الان نگاه كن ببین به به این خانم را نگاه كن ببین چقدر خوشگل است و قشنگ است نه چادر دارد نه هیچی همه نگاه میكنند كیف میكنند فلان میكنند و اینها و اصلا من با این چیزها موافق نیستم اینها چیزهای من درآوردی است شروع كرد مسخره كردن میگفت كه آن آخوندی كه آن سید هم بود جوانتر بود بعد رو كرد به یارو گفت كه دیدی بعضی از ماشینهایی كه شخصی است دارند میروند اینها پرده دارد گفت چرا اینها پرده میگذارند و این اتوبوسها پرده ندارند گفت آقا این ماشین شخصی است یارو دلش میخواهد گفت آهان پس آن خصوصی است این اتوبوس عمومیاست كه پرده ندارد و همه تماشا میكنند میگفت این زنها هم همینند آن زنهایی كه چادر سر میكنند خصوصی هستند و فقط مال شوهرانشان هستند آنهایی كه بیحجاب هستند و اینها عمومیهستند و مال عمومیهستند دیگر عام المنفعه میگویند اینی كه خودش را بیحجاب میكند و در مرآ و منظر میآید این یعنی همه من را ببینید من كی هستم و چی هستم ولی آن كسی كه چادر سر میكند و خودش را در عفاف و اینها نگه میدارد خوب آن میخواهد حریم به دور خودش بكشد و موقعیت خودش را به طور كل نگه دارد
این جناب مادهای كه الان شما به این كیفیت مشاهده میكنید این ماده قابل برای رویت نیست قابل رویت بودنش آن وقتی است كه نه یك امری بر او عارض بشود چون این هنوز قابلیت برای ظهور ندارد تا این كه بخواهد یك امری بر او عارض و مترتب بشود این چوبی كه الان این چوب را خمیر كردند تا بعد به اشكال مختلف دربیاورند الان بر این خمیری كه در جلوی ما است میخ نمیكوبند الان این خمیر را ارّه نمیكنند الان این خمیری كه هست آن خمیر را چسب نمیزنند میگذارند این خمیر سفت كه شد تبدیل به چوب شد حالا میخ را بر او فرو میكنند الان قابلیت دارد قبلا قابلیت نداشت وقتی كه چوب را خمیر میكنند تا این كه تبدیل به كاغذ كنند شما آن فرض كنید پاطیلی كه خمیر شده آن را برمیدارید رویش اسفار بنویسید روایت بنویسید این كار را نمیكنید صبر میكنید كه این را بردارند تبدیل به یك ماده و صورتی كه قابلیت داشته با شد برای عروض خطوط بر او، این قابلیت را بعد بیایند آن موقع این عمل را انجام بدهند.
