
جلسه ۶۸۷
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة نکتهها و گفتههای استاد:ـ 14/12/1430
جلسه ۶۸۷
2بسم الله الرحمن الرحیم
مرحوم آخوند مطالبی كه راجع به عدم تقدم ذاتی ماده در تحت صورت و یا بالعكس هستند به دنبال این مطلب هر كدام از این ها را نسبت به دیگری به عنوان عرض میگیرند عرض خاصی یا عرض عام. حمل ماده بر صورت به عنوان عرض عام است در تحلیل عقلی و حمل صورت بر ماده خاص تلقی میشود. همان مطلبی را كه به عنوان ذاتی كه خود ماده را فانی در صورت قائل هستند آن را به شكل دیگری كه جنبه عرضیت داشته باشد درمیآورند بنابراین ماده و صورت داخل در تحت جوهری نیستند كه آن جوهر مابه الاشتراك بین هر دو باشد. كلام ایشان برمیگردد به آن اصل و تكوّن مادّه و صورت كه در این تكوّن یك حقیقت بیشتر وجود ندارد و همان تكوّن خارجی، موجب انتزاع امر مابه الاشتراك میشود كه اسمش را ماده میگذارند و موجب امر ما به الامتیاز میشود كه اسمش را صورت میگذارند. اما آن چه كه هست یكی است و دو ندارد یعنی سلسله علیت مقتضی نزول فیض آن حقیقت وجود است كه در مرتبه بساطت و صرافت قابلیت برای استجماع همه را و آن وقتی كه نزول پیدا میكند دارای صورت میشود و منظور از این صورت، نه ماده و صورت است یعنی دارای تعین و تشخّص میشود دارای مرتبه خاصّ میشود و مرتبه منحاز از مراتب دیگر میشود منتهی در هر مرتبهای صورت خاصّ به خود را دارد و این دارد هم، باز یك نوع تسامحی است. در تعیین صورت خاصی هست این كه میگوییم دارد یك وقتی در ذهن این طور میآید كه پس این یك چیزی است مثل مادهای كه مطرح میشود كه صورت بر او عارض میشود این هم یك چیزی است كه صورتی پیدا میكند، نه، خود او صورت است، باز در مرتبه دیگر خود او صورت است. بله فرض بكنید یك شیای مثل دست كه این الان یك حقیقت واقعی است كه دارای یك صورتی است یعنی خودش یك واقعیت جدایی نیست از یك شیایی كه مترتب بشود، بلكه یك واقعیت است كه در این موقعیتی كه مشاهده میكنید صورتٌ و در این موقعیت هم صورتٌ نه اینكه صورتی پیدا میكند، آن چه كه هست خودش صورت است و بعد همین صورت صورت دیگری میشود و بعد دوباره متبدّل به صورت دیگری میشود یعنی صورت دیگری در این جا خلق میشود مانند فرض بكنید كه قلمیكه شما در دست میگیرید و یك خطی را میكشید مربعی را میكشید دوباره همان مربعی را كه كشیدید آن مربّع را میآورید و آن را تبدیل به یك مثلا فرض كنید كه لوزی میكنید یعنی الان این نیست كه مربع تبدیل به لوزی شد و لوزی شدن عارض بر مربّع شد نخیر مربّع مربع بود و الان لوزی لوزی است و بعد دوباره میتوانید این را به دو مثلث فرض كنید كه تقسیم كنید دوباره مثلث شد لوزی مثلث بر آن حمل نشد، لوزی رفت و مثلث به جای او آمد و هلمّ جرا.
