
جلسه ۶۸۷
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة نکتهها و گفتههای استاد:ـ 14/12/1430
جلسه ۶۸۷
10و همینطور كه خب طبق نظر رفقا هست و عرض شد این نفس ناطقه به مرتبهای میرسد كه به آن مرتبه میگویند عین ثابت، در آن مرتبه كه عین ثابت است همان جایی است كه آن وجود بحت و بسیط و بالصرافه در آن تعین اول كه پیدا میكند، آن تعین اول، او را از سایر تعینات جدا میكند. یعنی وقتی كه همین نفس ناطقه كه استقلال ذاتی دارد و اینها وجود فی نفسه و لنفسه دارند، منتهی به غیره وجود فی نفسه و لنفسه دارد. همین نفس ناطقه، شما میبینید كه در آن مبدأ اعلی به صورت عین ثابت بدون این كه به طور كلی حتی بدن مثالی هم داشته باشد به طور كلی حتی صورت غیر مثالی چون ما از مثال بالاتر باز صورت داریم، صورتی داریم كه آن صورت داخل در بدن مثالی نیست این بدن مثالی گوش دارد همان طوری كه بدن مادی گوش دارد چشم و بینی و دست و دهان و مو دارد شما افرادی كه در خواب میبینید به شكل همان چه كه در دنیا هستند میبینید چشمشان از این جا نرفته روی پیشانی نه همانی است كه در دنیا چشمشان این جا بود الان هم این جا است آن قیافهاش هم الان همان است این در آن جا در بدن مثالی تغییر پیدا نشده همان بدن مثالی سر جایش آن شكل و شمایل، ولی ما یك صوری داریم كه آن صور حتی از بدنِ مثالی هم، أرق و أدق است و او حقیقتی است كه در آن حقیقت، بدن مثالی دیگر به این شكل نیست در آن جا زن و مردی به این كیفیت نیستند آن مرتبهای است كه از این صورت انسان بالاتر میرود و در آن جا حقیقت انفعالیه و حقیقت فعلیه وجود دارد و حقیقت فعلیه صورت تذكیر است و حقیقت انفعالیه صورت تأنیث است ولكن آن صورت تأنیث نه به این صورتی كه مشاهده میكنید بلكه به شكل دیگری و صورت مذكریت نه به این شكلی كه شما مشاهده میكنید بلكه به شكل دیگری و احساس میكنید حیثیت فاعلیه و حیثیت انفعالیه را. از آن جا كه بالاتر بروید دیگر تذكیر و تأنیث برداشته میشود حتی دیگر در آن جا نه زن وجود دارد و نه مرد كه در آن جا همان حقیقت ربطیهای است كه در اینجا مرحوم آخوند به این حقیقتی كه فی نفسها است به این مسئله اشاره دارد البته این مطالب در این جا نیست آن چه كه در این جا هست حالا به اصطلاح چیز دیگری است كه ما میخوانیم تا بعد به آن جا برسیم
