اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة نکته‌ها و گفته‌های استاد:ـ 14/12/1430

نسخه عربی

جلسه ۶۸۷

8
  •  و لایجب أن یكون لكل شیء حدٌ و الّا یلزم الدور او التسلسل، دور وتسلسل لازم می‌آید اگر قرار باشد بر این كه این مستند به او باشد خب خود او هم دارای حدّی است پس او هم باید در تحت مقوله دیگری باشد اگر دور به خود این برگردد و اگر آن تحت دیگری باشد خب تسلسل لازم می‌آید. بلكه ایشان می‌فرمایند ما خیلی از اشیاء داریم كه خودش به حدّش تصور می‌شود و نیازی به دخولش در تحت نوع نیست مثل وجود و كثیری از وجدانیات كه آن چرا كه ما به اصطلاح ... مثل امور كلیه امكان و سایر آن مفاهیمی كه اینها، این هم مفاهیم هم غیر از آن مفاهیم آن اموری كه انسان آن امور را به نفسه احساس می‌كند مثل الم، محبت، غضب، قهر آن مسائل وجدانی و صفات نفسانی كه اینها داخل در تحت یك مقوله نیستند، نفس حضورش برای انسان علم حضوری دارد مانند خود حضور الانسان بلكه وجود انسان یا مثل فرض كنید كه به عنوان سِعه‌ای خودِ وجود كه در تحت مقوله ای از مقولات هم نیست و انسان این وجودش را احساس می‌كند. خوب این احساسی كه می‌كند الان در تحت چه واقع شده؟ وجود كه حدّ ندارد تا اینكه شما حدودش را ترسیم كنید و بعد وجود را در تحت آن حد قرار بدهید اگر بخواهد آن طور باشد خوب تسلسل لازم می‌آید باید در آنها مسئله بحث بشود لذا ایشان می‌گویند كه این ماهیات بسیطه اینها دارای حدود نیستند.

  •  و ان قلت ان الانسان مركبٌ من البدن الذی هو ماده خوب این و نفسش كه صورت است آن نفس می‌آید بر این صورت این ماده باشد بر این ماده انضمام پیدا می‌كند و بعد انسان مركب می‌شود و قد برهن علی جوهریه النفس و تجردها و بقائها به همه اینها برهان آورده شده بعد بوار البدن ببراهین، پس معلوم است صورت با بدن دو تا است صورت با ماده دو تا است و اینها با هم تركیب شدند چون بدن از بین می‌رود و صورت باقی است ببراهین قطعی كما ستقف علیها ان‌شاءالله تعالی البته در بحث ششم در آنجا این مسئله آمده است و ما ذكرت فی أمر الصور من عدم جوهریتها اینكه فرمودید صور جوهر ندارد فهو بعینه جار فی النفسه الناطقه این در نفس ناطقه است كه نفس ناطقه هم صورت است