
جلسه ۶۸۷
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة نکتهها و گفتههای استاد:ـ 14/12/1430
جلسه ۶۸۷
7ولا یلزم من عدم كونها تحت مقوله الجوهر بالذات از این كه اینها در تحت جوهر بالذات نیستند این صور جسمیه كه در این جا ایشان فرموند اندراجها تحت احدی المقولات التسع العرضیه پس باید در تحت مقولات تسع عرضیه باشند آن مقولات عبارتند از عشره یكی جوهر است نه تا عرض است شما كه میگویید صور جسمیه در تحت جوهری نیستند كه آن نوع بر این ها جنبه سعی و شمول داشته باشد پس باید بگویید در تحت مقولات تسع هستند خوب در این جا این از هشت میشود حتی یلزم تقوّم نوعٍ جوهری من العرض كه نوع جوهر تقومش تقوم از عرض باشد خوب نمیشود دیگر عرض خودش مقوم نوع جوهری باشد ایشان میگویند منظور ما این نیست فانّ الماهیات البسیطه ماهیات بسیطه خارجاً و عقلًا چه در خارج و چه در تعقل این ماهیات بسیطه لیست واقعی فی ذاتها تحت شیء من الاجناس بلكه خودشان همان نوع خودشان هستند و خودشان صورت خودشان هستند داخل در تحت یك نوع دیگر نیستند ولایقدح ذلك فی حصر المقولات فی العشر این به اصطلاح برای این نیست كه همان طوری كه مرحوم شیخ در شفاء فرمودند كه این مقوله ذات مقولات عشر است كه یكی جوهر و بقیه هم عرض است این به آن جا ضرری نمیرساند چون بحث ما دیگری است فانّالمراد من انحصار الاشیاء فیها اینی كه الان در این جا انحصار دارد أنّ كلّ ما له من الاشیاء حدٌّ نوعی فهو منحصرٌ فی هذا المقولات بالذات، هر چیزی كه دارای حدّ تعریف است این منحصر در اینها است ولی هر چیزی كه لازم نیست كه دارای حدّ باشد بسائط هم ما داریم ولایجب أن یكون لكلّ شیء حدٌّ برای هر چیزی نمیتواند حدّ باشد.
البته در این جا یك حاشیهای مرحوم علامّه دارند كه این حاشیه را بعداً میگوییم در حاشیه ایشان من یك نكته دارم لذا الان آن را ذكر نكردم چون علامه به این جا اشكال وارد میكنند و در واقع میشود گفت اشكال ایشان وارد نیست.
