
جلسه ۶۸۷
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة نکتهها و گفتههای استاد:ـ 14/12/1430
جلسه ۶۸۷
5تلمیذ: بخواهد مسیر را طی كند باید حیثیت اتصالیه باشد بدون حیثیت نمیتواند.
استاد: مسیری كه طی نكرده حالا ما این قضیه را داریم میگوییم یك خورده بالاتر رفتم مسیر هم طی كند باز اتصال است هرچه هست منتهی من یك چیز دیگر دارم میگویم من میخواهم بگویم كه در حیثیت اتصالیه اصلا این مطالب معنا ندارد! چطور وقتی شما سمك فی البحر دارد این ماهی دارد تسبح سمك تسبح شما نمیگویید فرض بكنید كه این از یك جایی آمده و به این جا الان این وجود السمك فی البحر به واسطه یك حقیقت اتصالیه است كه آن حقیقت اتصالیه را شما نمیبینید چون چشم شما نمیبیند شما خیلی چیزها را نمیبینید شما برق را نمیبینید نه یك امواجی هست كه این امواج با سیم حركت پیدا میكند شما آثارش را میبینید آثارش همین كه نور است در این جا آثارش حركت پنكه است این آثارش است برق نباشد پنكه میایستد آثارش را میبینید گرما حس میكنید برق را حس نمیكنید چرا یك جا حس میكنید دستتان را بكنید توی آن دو تا سوراخ آن وقت میفهمید كه برق چیست ولی این كار را نكنید این برقی كه شما الان دارید در این جا احساس نمیكنید این نه این كه نیست، این هست و دارد كارش را میكند این نور را میدهد كارش را میكند پنكه را میگرداند یخچالتان را روشن میكند و چه میكند ولی شما آن برق را احساس نمیكنید یكدفعه این برق قطع میشود تا قطع میشود همه چیز صاف میایستد پنكه میایستد نور وجود ندارد یخچال كار نمیكند و هلمّ جرّا.
آن وجودی كه الان در این حقیقت اتصالیهای كه سمك را در بحر نگه میدارد آن حقیقت اتصالیه سمك را یك مرتبه میخواهد در مدرس نگاه دارد سمك در مدرس وجود پیدا خواهد كرد راهی را طی نمیكند فضایی را طی نمیكند مكانی را عوض نمیكند نه همان سمك فی البحر آن كاری را كرد أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ1 در مسئله آصف ایشان آمدند راه را طی نكردند كه بیاید آن جنّكه میخواست بردارد بیاورد این راه را طی كرده الان همه مردم جنّی شدند رفتند نمیدانم به هر چیزی كه مشكلات است فلان است از همه گرفته سراغ اجنّه میروند بابا سراغ جن برای چی میروید جن بدبخت خودش مثل تو بدبخت و بیچاره است دیگر همه جنگیر شدند و خیال میكنند كه این دنیا دست اجنّه است و اجنّه از قضایا خبر دارد كه چه میشود و چه میشود بیچاره بدبخت بلند شو برو به كارهای دیگرت برس جن گرفتن و غیر جن گرفتن و اینها كاری از تو دوا نمیكند تو خیال میكنی كه با دنبال اینها رفتن تقدیر و مشیت خدا عوض میشود هان خدا ارادهاش در دست دو تا جن قرار داده كه هر كه آنها تصمیم بگیرند آن هم امضا كند نه آقا جان اینها همه بیراهه رفتن است و در وادی ضلالت افتادن است اگر قرار بود كه ما به دنبال اجنه واین مسائل برویم بزرگواران لواداران ما ائمّه ما را به این سمت و سو میكشاندند ائمه ما را به كجا كشاندند به چه وادی ما را حركت دادند و در كجا آوردند آیه قرآن میگوید تو نمیخواهد مثل اجنّه باشی تو برو یك كاری كن مثل آصف باش آصف كه به این جا رسید از راه جن و جنگیری نرسید آصف آمد اطاعت خدا را كرد آصف آمد عبد مؤمن صالح شد خدا هم به او چیزی داد كه به هزار تا جن هم ذرّهایش را هم نداده است باز هم وقتی كه انسان فكر میكند میگوید كه امام صادق میفرماید آصف چرا میخواهی بشوی بیا مثل ما بشو امام صادق میفرماید بیا مثل ما بشو مؤمنٌ امتحن الله قلبه2 بیا مثل ما بشو تا این كه بدانی آن چه را كه آصف داشته است به واسطه حیازت و استعداد اسمیاز اسماء جمالیه و جلالیه پروردگار بوده كه به واسطه آن ریاضت، اسم اسم یعنی قدرت بر او توانست نفس او به یك طرفه العین آن تحت بالقیس را حاضر كند و بالاتر از او كره شمس را تصرّف كند و او را در مدار خود متوقّف كند و سایر كرات را هم به واسطه ایقاف كره شمس در آنها هم تصرف كند چرا نمیتوانی در یكی تصرف كنی در بقیه نتواند تق میخورد به همدیگر آن را همانجا را نگاه دارد بقیه هم به مسیرشان ادامه بدهند میخورد همه آن وقت اگر میخواهد او را نگه بدارد باید بقیه را هم دستكاری كند منتهی حالا شما فقط شمس را میبینید امام صادق میفرماید كه باز به این نگاه نكن خیال نكن در قرآن آمده، نگاه كن به آن كسی كه به جای علمٌ من الكتاب علم الكتاب به او داده شده وَ كُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْناهُ فِي إِمامٍ مُبِينٍ3 كه منظور ولایت ما است كه امام مبین است آن امام مبین كیست آن كسی است كه اگر آصف یك اسم را داشت و با آن یك اسم توانست در كرات تصرف كند ما هفتاد و دو تا داریم یااباالفضل اصلا میشود این یكدانه دارد تمام عالم را به هم میریزد كره شمس را میآورد و جایش را میگذارد در قمر قمر را میبرد این ور و آن ور بكند یعنی میدانید چه میخواهم بگویم میخواهم بگویم تمام كارهایی كه پیغمبر كرد و شق القمر كرد همان كاری كه آصف بیشتر نكرد همان كار بود كاری كه پیغمبر كرد كاری بود كه آصف كرد و خورشید را نگه داشت و به جای خورشید قمر را تنصیف كرد نصفش را آمد و شهادت و اینها داد معجزهای كه كرد كار آصف بود آن فرض كنید كه انطاق حصاد آصف بود شجره آصف بود عرض كنم حضورتان كه امیرالمومنین كه آن حیوانها را شتر را از كوه بیرون آورد كار كار آصف بود قلعت باب خیبر بالقوه البشریه كار آصف بود همه كارهایی كه ما دیدیم كردند كار آصف بود حالا ببین آن هفتاد و دوتای دیگر چیست كه نكردند؟! آن را ببین چه خبر است تمام آن چه را كه ائمه كردند كاری كه امام رضا كرد آن كار كار آصف بود تازه بالاتر از آن نبود اینی كه امام صادق میفرماید آصف با این كاری كه كرد خورشید را نگه داشت و یعنی هر كاری در عالم مثال منظور این است تصرف در مثال این ارتباطی به آصف داشت آن هفتاد و دو برابر این ببین
- سوره النمل ٢٧ قسمتى از آيه ٤٠
- اصول کافى جلد ١ کتاب العقل و الجهل ح ١٤
- سوره يس ٣٦ ذيل آيه ١٢
