
جلسه ۶۸۶
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة نکتهها و گفتههای استاد: ـ 13/12/1430
جلسه ۶۸۶
8لذا حتماً باید طلبه این نكته را داشته باشد كه ضبط كند حفظ كند بنویسد این مسائل مختلفی را كه میشنود كه همان طوری كه در روایات داریم علم قطره قطره جمع میشود برای انسان و برخی از این مطالب عجیب جنبه كلیدی پیدا میكند یعنی اصلا جنبه كلیدی دارد نسبت به قضیه نسبت به این مطلب نسبت به استنباطش اصلًا به عنوان یك اصل در استنباط قرار میگیرد یك اصل در فهم مطلب قرار میگیرد و آن وقت در جهات ترجیحیه این وسط میآید تأثیرگذار است در جهات مختلف و روایات مختلفی كه میبیند این ها مثلا میآید و این مسئله را به اصطلاح تأثیر میگذارد مثلا الان شما ببینید در این روایاتی كه الان ما داریم میخوانیم كی اصلا یك مطالبی را آخر میآید چیز میكند حالا این امروز در بحث ما این روایات روایاتی است كه همه این روایات را میبینند ما هم كه این روایات را جعل نكردیم شیخ حرّ در وسایل آورده شما ببینید وقتی امام میفرماید كسی كه قرض دارد واجب است كه استقراض كند و حج انجام بدهد چطور شما دیگر به حج میگویید واجب مشروط! خوب این دیگر چه جور با هم جور در میآید آن كسی كه به این حج حكم واجب مشروط را میدهد آخر این روایتها را نخوانده خوب این روایتها را جلوی چشمش است دیگر، وقتی كه امام میگوید واجبٌ یجب علیك نمیدانم استقراض در مورد دین در مورد گیرم بر اینكه شما بگویی اصلا مستحب است ما كه دیروز گفتیم بعضی از این موارد تصریح بود ظهور كه نبود نصّ بود بعضی ظهور در استحباب است امام در مورد حج استحبابی كه واجب است اداء قرض، میگوید استقرض و حجّ وادع الله تعالی ان یقرض در این میگوید، چطور در مورد حج واجب نمیگوید! این كجایش جور درمیآید بالاخره خدا به ما هم یك جو عقل داده دیگر و همه عقلها فقط همین یك جویش به ما رسیده خدا را شكر همان یك جو را داریم همین آن وقت در مورد حج واجب نخیر، شما میتوانید تحصیل استطاعت بكنید میتوانید نكنید بعد هم كه تحصیل استطاعت كردید شب اول شوال میتوانید اسقاط استطاعت بكنید! خوب این با كدام یك از این روایات جور درمیآید؟ این تفسیر و فتوای شما بر چه مبنایی است؟ كدام روایت درمیآید به تو این اجازه را میدهد، كدام اصل به تو این مجوز را میدهد؟ آن مكلف بدبخت فلك زده كه آمده حالا مقلّد تو شده چه گناهی كرده بلند شود بیاید این استطاعت حج پیدا بكند ولی اول اشهر حج بردارد پول را ببخشی به زید و بكر و خالد و فلان و بروی صفا كنید و بعد هم اسقاط استطاعت شده و سقوط و دیگر!
