
جلسه ۶۸۶
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة نکتهها و گفتههای استاد: ـ 13/12/1430
جلسه ۶۸۶
7یك وقتی ایشان به من میگفتند كه یك وقتی من رفتم منزل یكی از آقایان من یادم است در این قضیه خودم با ایشان بودم ایشان نگفتند كی ولی من یادم است مرحوم آقاسید محمدعلی سبط بود در تهران، مرد خوبی بود بسیار مرد خوبی بود و مدتها است كه ایشان به رحمت خدا رفته است و گاه گاهی دیدن ایشان میآمدند منزل و مرحوم والد تهران بودند ایشان میرفتند منزل ایشان در یك جلسهای آن یك قضیهای نقل كرد كه یك نفر از آقایان در یك جا بود از یك كتاب قدیمیدست خط كه هنوز چیز نشده آن طوری كه من یادم است به ذهنم و حافظهام مراجعه میكنم این جزو همین مطبوعات و اینها نیست، به اصطلاح كتاب هنوز باید خطی باشد چون خود من پیگیری میكنم یك همچین مسئلهای نیست یكی از آقایان از یكی از این كتابها كه رفته بود در هند از اینها یك روایتی نقل كرده بود خیلی روایت عجیبی بود كه من هم خودم یادم میآید یك همچین چیزی ولی آن قدر عجیب بودكه برای مرحوم آقا و ما یكی از مسائل اجتماعی بود نمیدانم كیفیت ارتباط بود مراوده بود حشر و نشر با مردم بود خلاصه یك مسئله اخلاقی به نظرم بوده در ضمن صحبت این را هم میگوید فقط هم ما سه تا بودیم ایشان بودند و مرحوم آقا و ما بودیم دیگری نبود و از این مطلب میگذرد و ایشان میخواستند دوباره به این قضیه مراجعه كنند و از ایشان بشنوند چون به طور كلی فراموش شده بود آن روایت، ایشان هم درست نقل نكرده بود قدری ابهاماتی در آن بود بله خلاصه قرار شد كه ما برویم و از ایشان سوال بكنیم و رفتیم و ایشان هم مسافرت بود و بعد آمد و نشد و بعد یكدفعه به رحمت خدا رفت این. من یادم است سالها بعد یك وقت مرحوم آقا از این قضیه یاد میكردند كه این شاهد میآوردند كه گاهی برای انسان پیدا میشود و انسان به واسطه سستی و چیزی كه میكند دیگر از دست میدهد و دیگر این پیدا نشد كه نشد! خلاصه روایت پیدا نشد این قضیه مربوط به مسائل اخلاقی بوده آن طوری كه در ذهنم است و خود من هم هر چه فحص كردم دیدم نه، یك همچنین چیزی وجود ندارد، طبع نشده خیلی داریم كتابهایی كه هنوز طبع نشده ولی چطور سینه به سینه این فرض كنید كه مسئله نقل شده رسیده به این جا اگر این جا مثلًا مكتوب میشد دیگر میماند این مسئله ثبت میشد به خاطر یك ذهولی كه شده این دیگر از دست رفته!
