
جلسه ۶۸۶
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة نکتهها و گفتههای استاد: ـ 13/12/1430
جلسه ۶۸۶
4بله و این هیچ كس نتوانست و این خودش بلند شد و شمشیر را گرفت و گردنش را زد هیچ كس جرأت نكرد وقتی كه خبر به فتحعلی شاه رسید ایشان را انداخت در زندان سید را انداخت در زندان كه چرا خواهر زاده من را، اگر دیگری را میكشتی اشكال نداشت ولی چون خواهر زاده من است ولو آدم بكشد نباید بكشی! معلوم است كه آن موقع خودی و غیر خودی مطرح بوده دیگر آن موقعها از این قضایا بوده ما خیال میكردیم آن آخرالزمان خوب آن هم آخرالزمان بوده دیگر چرا این طوری بود انداخت زندان بعد میرزای قمی میشنود خیلی ناراحت میشود فتحعلی شاه متوجه میشود میرزای قمیاز این قضیه ناراحت شده میفرستد سراغ میرزا كه این جناب میرزا این سید مجتهد بوده یا نبوده میرزا به او میگوید از او بپرس كه من مجتهد هستم یا نه؟ نه اینكه از من بپرسی دیگر آن را آزادش میكند اقلا این قدر حرف شنوی داشته از مرجع تقلیدش خدا را شكر!
این وضعیت میرزا میرزایی كه با این وضعیت و موقعیت بوده شما نگاه كنید شناختش نسبت به سیدالشهداء چقدر بوده! میگوید من اول بروم اقتضاءمیكند ادب و اداء شكر به پاس زحمات و آن عنایت خاصّش اول بروم و از استادم تشكّر كنم عتبه او را ببوسم بعد بروم به زیارت سیدالشهدا در مرتبه بعد! یعنی سیدالشهدا بعد از استاد قرار دارد! چرا یك همچنین قضیه اتفاق میافتد؟! به همین دلیل كه شما فلسفه و عرفان نخواندید به همین دلیل شما نمیدانی كه همه چیز سیدالشهدا است شما نمیدانی كه ولایت چیست شما فقط یك گنبد میبینی فقط شما یك گنبد میبینی یك امام حسین میبینی كه هزار و چهارصد سال میرزا كه دویست سال پیش بوده هزار و دویست سال پیش این امام حسین آمد و مشمول ظلم خلفا شد و وضعیت آن چنانی پیدا كرد فقط این مقدار برای شما حاصل شده از معرفت! بیش از این حاصل نشده شما فقط یك ادب ظاهر نسبت به توصیهای كه شده میبینید چون رسول خدا گفته كه كسی كه بیاید و فرزندم را زیارت بكند این ثواب را دارد ما برویم حالا اگر رسول خدا نمیگفت نه نمیرفتیم كربلا اگر رسول خدا نمیگفت آن را هم نمیرفتیم حالا گذرمان میافتاد میرفتیم یك سلامی میكردیم نمیافتاد هم نمیافتاد نمیفهمدیم ربط خودمان را با ولایت درك نمیكنیم آن مبدأیت فیض را از نفس امام این را نمیفهمیم این را كی میفهمد؟ كسی كه عرفان نظری بخواند و آخر با روایت دماء ثلاثه كه این همه معرفت حاصل نمیشود برای انسان! هان با استصحاب قسم ثالث كلی و فرض كنید كه برائت این چیزها كه برای آدم پیدا نمیشود! با این مبانی اصول ظاهریه و الفاظ و اینها كه برای آدم پیدا نمیشود.
