اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة نکته‌ها و گفته‌های استاد: ـ 13/12/1430

نسخه عربی

جلسه ۶۸۶

2
  •  مرحوم پدرمان كه بارها می‌شد من در مجلسی بودم شخصی یك مطلبی می‌گفت برخورد می‌كرد به یك داستانی به یك قضیه‌ای در یك كتابی بالاخره هر كسی در مطالعات خودش حتی ولو ممكن است مرتجلًا باشد مسبوق به سابقه نباشد یكدفعه در یك كتابی چیز عجیبی، نكته‌ای برمی‌خورد برحسب تصادف من چند شب پیش بود دیدم، داشتم دنبال یك كتابی می‌گشتم یك‌دفعه برخورد كردم به یك كتاب، دیدم نوشته كه سه رساله در نقد عرفان از میرزای قمی آن را برداشتم تعجب كردم كه ببینم مثلا ایشان چی گفته نگاه كردم دیدم مثل بقیه است بعد حالا نكته جالب این جا معلوم می‌شود یكدفعه گفتم كه مقدمه‌اش را بخوانم ببینم آدم خیلی چیزها از مقدمه كتاب دستش می‌آید یكدفعه نگاه كردم قضیه یكدفعه جالب بود مثلا ببینید یك همچین چیزهایی خیلی برای انسان مهم است خیلی! یكدفعه پیش می‌آید و شاید هم خوب این هم مثلا یك عنایتی باشد مخصوصاً به طالب علم، كه خدا در همین موقعیتها فرصتها گاهی مطالبی برایش پیش می‌آورد.

  •  دیدم ایشان نوشته وقتی رفتند در كربلا شاگرد وحید بهبهانی بودند و وحید بهبهانی خوب خیلی به ایشان عنایت داشت خوب وضعیت وحید بهبهانی مشخص است افكارشان و اینها خوب معلوم است كه به او مجدِّد می‌گویند مسائلشان با سید محمد امین استرآبادی اخباریها و اینها و از این نقطه نظر خب تا اینجا مسئله‌ای نیست بعد وحید بهبهانی به خاطر همین هوش و استعداد و جدیتی كه ایشان داشت و تازه هم مرحوم میرزای قمی‌تازه ازدواج كرده بود می‌خواست یك مقداری زندگیش بهتر بشود فشاری كه در آن موقع داشت فشار سایر افراد ایشان نداشته باشند و اینها این می‌رود شروع می‌كند نماز و روزه استیجاری گرفتن و پولش را می‌دهد به این میرزای قمی‌كه در زندگی بهتر باشد خوب این یك كار خوب و مستحسن و كاری كه در عالَم خودش، محبت كرده و این قابل تقدیر هست از این نظر، در این جا هیچ شكی نیست. میرزای قمی اطلاع نداشت بعداً مطلع می‌شود بعد از گذشت سالها كه ایشان یك همچین كاری می‌كرده و آن شاگردش را این جوری مساعدت داشته استادش فوت می‌كند ایشان هم برمی‌گردد به ایران و در اولین سفری كه می‌آید به عتبات وارد كربلا كه می‌شود می‌گویند كه خوب برویم برای زیارت سیدالشهدا می‌گویند نه من اول باید بروم از استادم تشكر كنم! بعد برویم برای زیارت امام حسین! و بلند می‌شود اول می‌رود عتبه خانه وحید را می‌بوسد و خلاصه به عنوان احترام با عده‌ای كه بودند و بعد آن وقت می‌رود برای زیارت سیدالشهدا!! ببینید همین یك قضیه چقدر برای انسان مطلب دارد چقدر میزان معرفت مردم را، علما را، به صاحب ولایت و به ولی نعمت نشان می‌دهد كه این‌ها با این چیزها پیدا نمی‌شود!!