
جلسه ۶۸۶
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة نکتهها و گفتههای استاد: ـ 13/12/1430
جلسه ۶۸۶
10استاد: بله خب حالا این، این را شما بعد از دویست سال دارید نقل میكنید اما این كه چگونه بوده و چه طور رفتند و تا چه حدّی توانستند موفق بشوند و اینها را ما خوب نمیتوانیم بیان كنیم یك مطلب دیگر هم در این جا هست حالا ما دراین جا گفتیم از مرحوم میرزا ولی باید این را هم در نظر داشته باشیم ببینید خود قضیه و واقعه را ما در اینجا بیان كردیم لعلّ كه ایشان در اواخر عمر تغییر نظر داده باشد فهمش عوض شده ما نمیتوانیم به ایشان جسارت كنیم و این اتهام ما دام العمری را بزنیم خوب خیلیها در یك برههای یك خطایی میكنند و بعدا متوجه اشتباهشان میشوند این شاید در ارتباط با مرحوم بیدآبادی رفع این اشتباه شده باشد.
تلمیذ: اواخر عمرشان بوده كه در قم مرجعیت داشتند ظاهراً سوار یك استر میشوند و حركت میكنند این شعر را برایشان میخوانند زوچه بد دیدی كه خواهی غیر از او و همین یك شعر را میخوانند بر میگردند
در دو عالم گر تو آگاهی از او *** زوچه بد دیدی که خواهی غیر از او ایشان همین طور مات و مبهوت نگاه می كند و بر میگردد و هیچ تكلمی صورت نمیگیرد
استاد: از كجا
تلمیذ: از اصفهان برمیگردند قم
استاد: درست
تلمیذ: مرحوم بید آبادی
استاد: مرحوم بید آبادی برمیگردند
تلمیذ: نه میرزا
استاد: مرحوم میرزا برمیگردند
تلمیذ: همان یك بیت را میگوید و برمیگردند همان موقع كه مرجعیت علی الا طلاق را داشتند
استاد: بله
تلمیذ: الان یادم آمد
استاد: بله این مسئلهای كه بیان كردیم، مسئله و مطلب این است كه این واقعه در یك همچنین موقعیت است كه خوب مرحوم میرزا كه این قضیه از او نقل میكنیم میخواهم این را عرض كنم كه اینها با خواندن نیست! آن آخر عمر با آن موقعی كه ایشان آمد و این عمل را انجام داد از نقطه نظر علمی چیزی به او اضافه نشده بود این هم زمان پیری بوده و سنش سن بالای داشته ولی احتمال دارد كه فهمش تغییر پیدا كرده این چیزی كه ما میگوییم این است كه با این چیزها آن مسائل پیدا نمیشود! بعد از این كه ایشان برگشته بود و خلاصه به آن موقعیت علمی رسیده بود آن قضیه اتفاق افتاده بود كه رفته بود زیارت قبر استادش ولی خوب لعل اینكه بعداً در سالهای بعد وضعیت و فهمش و ادراكش تغییر پیدا كرده این مسئله و تفاوت را ما نمیتوانیم انكار بكنیم یعنی مخفی كنیم.
