
کیفیت اخذ جنس و فصل در فلسفه مشاء
تحلیل جایگاه ماده و صورت در تحقق حقایق اشیاء
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق کیفیت انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت در فلسفه مشاء میپردازند. بحث با تبیین مسلک مشهور در فلسفه آغاز میشود که ماده را به دلیل ابهام، منشأ انتزاع جنس و صورت را به دلیل تعیّن و تشخّص، منشأ انتزاع فصل میداند. در ادامه، با نقد این نگاه سادهانگارانه، بر این نکته تأکید میشود که حقیقت اشیاء فراتر از اعراض ظاهری است و تنها با اتصال به عالم ملکوت و حقیقت صوریه، امکان ادراک کنه ذات اشیاء فراهم میگردد. استاد با عبور از مباحث فلسفی، به تبیین قاعده علیت در حکمت اشراق میپردازند و نشان میدهند که چگونه هر تعین خارجی، متصل به مبدأ و علتی است که لحظهبهلحظه آن را ایجاد میکند. در نهایت، با نقدی بر نگاههای اعتباری و خیالی به دنیا و سلطنت، بر ضرورت توجه به حقیقت وجودی و غفلتزدایی از امور اعتباری تأکید میشود.
کیفیت اخذ جنس و فصل در فلسفه مشاء
3شما اگر تا قیامت بنشینید و فکر کنید که چه شده که این غنم شده است نمىفهمید. اگر تا قیامت فکر کنید که چه شده که این بقر شده و این غنم شده و آن جَمَل شده و او انسان شده است، به آنچه شده است نخواهید رسید! چون ما که به مجردات دسترسى نداریم ما به آن صُور مجردۀ نوعیه اطلاع نداریم. آنچه که ما اطلاع داریم عبارت از همان چیزی است که چشم ما مىبیند و گوش ما مىشنود و لامسۀ ما احساس مىکند و به این مىگوییم: غنم! چون مىبیینم آن کمیّتش از این بیشتر است، به او مىگوییم: بقر! کجا بهخاطر کمیّت است؟! شاید شما گوسفند بهاندازۀ بقر پیدا کنید، یک گوسفند هشتصد کیلویى، یک تُنى [اصلاح] نژاد شده و فلان درست کنید، دیگر تمام شد؟! نه، باز این غنم است منتها غنمى است که بزرگ است. بقر را شما کوچک کنید بهاندازۀ گوسفند بشود وقتى نگاه مىکنید میبینید یک فرق بین این و آن هست! آن فرق از کجاست؟ آنچه بین این هست و بین آن نیست! دو سنخ هستند، گرچه از نظر وزن یک اندازه و پوستشان یکى است پشمشان و خصوصیات و اعراضشان یکی است ولى یک فرقى بین این دو هست که از همدیگر تمایز پیدا مىکنند، آن فرق در کجاست؟ آن صورت، صورت نوعیه است؛ آن صورت نوعیهاى است که باعث شده شما این فرق را بهنحو اجمال مشاهده کنید نه بهنحو تفصیل.
آسان نبودن ادراک حقیقت صورت
فقط کسى مىتواند این نحوۀ تفصیل را ادراک بکند که نفسش به همان حقیقت صوریهاى متصل باشد که آن حقیقت صوریه تنازل در آن عالم پیدا مىکند و به شکل غنم ظهور پیدا مىکند و در عالم خارج جنبۀ مادی و جسدیّت پیدا مىکند. آن شخص مىتواند کیفیت صورتبندى حقیقتِ مجرّدۀ مبدأ براى نزول این صورت را [ادراک کند] ـ ببینید اینکه الآن توضیح مىدهم همان چیزى است که مىخواهیم در اینجا مطرح کنیم؛ این همان است منتها با این بیان ـ آن کسى مىتواند آن حقیقتى را که از آن وجود بالصرافه که دارد شکل و کیفیتش تغییر پیدا مىکند و به آن صورت ملکوتیهاى درمىآید که نتیجه و مآلش همین است که شما الآن دارید در خارج مىبینید، آن شخص فقط مىتواند به صورت اشیاء اطلاع پیدا کند آن شخص مىداند چه شده است که این غنم است و چه شده است که این بقر است.
