
جلسه ۶۸۵
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 12/12/1430
جلسه ۶۸۵
9این جا مرحوم آخوند چیز دیگر میخواهد بفرماید میخواهد بفرماید؛ این یك تفكر سطحی و یك تفكر بدوی است تفكر اصل این است كه ما اصلا ماده بدون صورت نداشتیم تا به حال در هر لحظه یك شئ شما داشتید هیچ ارتباطی به قبل ندارد چه ربطی به قبل دارد شما در هر لحظه یك تجلی دارید هیچ ارتباطی نه به قبلش دارد نه به بعدش دارد در این لحظه تجلی این است فردا در این لحظه تجلی چیز دیگری است خوب به این چه مربوط است پس چرا میگویی یك امر سیال این امر سیال ما نداریم اصلا این عبارت است از همان حقیقت وجودیه ای كه در آن حقیقت وجودیه در هر ثانیه در هر دهم ثانیه در هر صدم ثانیه در هر یك میلیونیم ثانیه كه اصلا ثانیه نمیتواند در او قرار بگیرد ما فوق ثانیه و زمان است مافوقیت ثانیه و زمان است كه برای شما كه در ثانیه قرار گرفتید این جور آمده، اگر شما در ثانیه قرار نمیگرفتید و آن چشم باطنتان باز بود آیا او را در ثانیه میدیدید و یا نه دیگر امر ثابت میدیدید یك امر ثابت و آن امر ثابت اتصالیه كه هر روز یك شكلی به خود میگیرد.
پس این در واقع یك امر است نه این كه یك ماده شكلش عوض میشود. یك حقیقتی است كه آن حقیقت در هر تشكلی كه به واسطه ظروف مختلفه پیدا میشود یك صورت خودش را نشان میدهد یك شكل خودش را نشان میدهد و به اصطلاح یك واقعیت خودش را نشان میدهد بعد ما افرادی و اشیائی میبینیم فرض كنید كه آن انسانی كه یكدفعه دارد میخندد آن یك واقعیت دارد آن آدمی كه دارد اخم میكند یك واقعیت است گرچه بدنش یكی است ولی آن حالتش دو تا است دو حالت مختلف، این دو حالت مختلف از یك وجود نشأت میگیرد این یك حالت این یك حالت این یك حالت این یك حالت هر كدام از این حالتها وجودهای مختلف با علت مختلف دارند آن علت آمده حالت خنده بوده شما خنده را در ظاهر میبینید آن علت در باطن آمده حالت قهر پیدا كرده شما حالت قهر مشاهده میكنید این آن چیزی است كه مرحوم آخوند در اینجا میخواهند به یك عنوان مسئله جدید بفرمایند حالا این چند خط را اگر ما بخوانیم من خیال میكنم كه یك قدری تسهیل پیدا بشود.
