اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 12/12/1430

نسخه عربی

جلسه ۶۸۵

8
  •  حالا این هم یك قسم برداشتی است كه هر كسی از ظنّ خود شد یار من و از درون من نجست اسرار من این واقعه و قضیه عبارت است از همان حقیقت صوریه مجرّده فصلیه كه آن حقیقت صوریه فصلیه، همان تعین شیء است. اگر یاد رفقا باشد ما در مسئله بین حقیقت ماهیت و كیفیت تحققش چه مسئله ای را عرض كردیم همان مطلب را شما در این جا بیاورید آن را كه در آن جا صحبت شد راجع به این كه ماهیت یك واقعیتی است خارجی، ولی آن واقعیت خارجی جدای از وجود بسیط و بالصرافه نیست بلكه همان وجود بالصرافه و بسیط است كه ما به او اسم ماهیت می‌دهیم. این اسم ماهیتی كه می‌دهیم همان ظهور وجود خارجی است حالا این ماهیت گاهی تغییر پیدا می‌كند به یك ماهیت دیگر نه این كه ماهیت از بین رفته است و جدا شده از وجود و معدوم شده و الان یك ماهیت دیگری به تبع وجود پیدا شده تا این بشود یك ماهیت امر عدمی‌است ماهیتی كه آن ماهیت را شما مشاهده می‌كنید نفس الوجود است! منتهی آن نفس الوجود الان در این شكل است! امروز شما نفس الوجود را به این صورت لیوان می‌بینید فردا همان نفس الوجود را به صورت استكان می‌بینید پس فردا همین نفس الوجود را شما به صورت خاك می‌بینید سه روز دیگر هفته دیگر همین نفس الوجود را به شكل دیگر می‌بینید همه اینها نفس الوجود است! و نه این كه یك ماده‌ای داریم توجه كنید یك ماده‌ای داریم كه در تمام اینها باقی است فقط صورت عوض می‌كند یك روز این صورت، نه، ماده و صورت یكی است الان آن ماده و صورت این است، فردا ماده و صورت دیگری داریم غیر از این دیگر، نه این كه این ماده‌اش فردا هست خوب حالا می‌خواهیم بگوییم این یك ماده‌ای دارد كه آن همانی است كه دست می‌گیریم و یك ماده‌ای دارد این همان است كه داریم وزن می‌كنیم و می‌گوییم كه برویم الان وزن می‌كنیم حالا وزنه كاری ندارد به این كه لیوان روی آن وزن می‌شود یا یك چیز دیگر آن می‌گوید من می‌خواهم ببینم وزنش چقدر است وزنه می‌گوید وزنش چقدر است نمی‌گوید چیزی كه الان شما روی من گذاشتید لیوان است یا استكان است یا كاغذ. من به این كار ندارم وزنه، ما را به اصل الوجود راهنمایی می‌كند خوب این در همه یك ماده‌ای دارد بَعد این ماده را شما بردارید بشكنید و خوردش كنید و خمیرش كنید می‌بینید ماده هست صورتش عوض شده پس صورت یك امر عرضی بود آمد رفت و اصل هست، تا حالا این را خوانده بودید و این بود بحثمان و همین طور همین كاغذ از میلیونها و میلیاردها سال پیش این كاغذ بوده منتهی صورتش عوض شده یك وقتی فرض كنید كه پنبه بوده یك وقتی چوب درخت بوده آن چوب درخت فرض بكنید كه قبلا اصلش چی بوده این همان سیر را طی می‌كند ماده می‌آید می‌آید تا می‌رسد الان جلوی سركارفیض آثار جلوی شما الان قرار می‌گیرد اینی كه الان جلوی شما قرار گرفته یك حقیقتی و ماده‌ای بوده كه به صور مختلف در آمد فعلا این جا است از فردایش ما خبر نداریم فردا یكی آن را می‌سوزاند كتابخانه‌هایی كه سوزاندند در زمان عمر كتابخانه‌ها را آوردند سوزاندند گفت ما قرآن داریم نیازی به قرآن نداریم؟! آخر آنی كه چی بگوید آدم، نیازی به قرآن نداریم! این ماده‌ای كه در این جا هست یك امر سیالی است كه هر دو صورت تا حالا