
جلسه ۶۸۵
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 12/12/1430
جلسه ۶۸۵
2در حالتی كه آن مطلب این طور نیست این یك جنبه ظاهر و یك اعراضی را در این جا مشاهده كردیم اگر ذوق است كه خوب این میرود به كیفیات و اگر كم است این میرود به مقادیر اگر این كیفیت رأس و پا و اینهاست اینها میرود به مقوله وضع و امثال ذالك همهاش به اعراض برمیگردد هیچ كدام اینها نمیتواند كه مشخِّص خود شیء باشد.
دلیلش این است شما فرض كنید كه یك مجمسهای بسازید حالا این مجسمه عین غنم باشد آیا شما تشخیص میدهید قبل از این كه به او دست بزنید این غنم است یا نه؟ چشم شما همان عرضی را میبیند كه در غنم واقعی میبیند هیچ سر سوزنی تفاوت نمیكند و در وهله اول میگویید هذا غنمٌ تمام، یك خورده جلوتر میروید میبینید ایستاده تكان نمیخورد این غنم چرا خوابش برده چیه قضیه كه این به این كیفیت است؟ بعد میروید دست میزنید حتی اگر كه حركت بكند عِجْلًا جَسَداً لَهُ خُوارٌ1 آن قضیه سامری فَقَبَضْتُ قَبْضَةً مِنْ أَثَرِ الرَّسُولِ2 در آن جریان. خوب این یك گوسالهای كه به این كیفیت، این گوساله گرچه وجود خارجی ندارد ولی بالاخره صورت و خصوصیات را دارد و حتی اگر دست به او بزنید و در تمام اینها جلوتر بروید حالا فرض كنید در آن خصوصیات اجزای مادیه غنمیت خارجی شما درست كنید بالاخره تكنولوژی آمده و میتوانید یك همچنین كاری انجام بدهد هر چه بكنید بالاخره تركیب كردید مزج و مونتاژ كردید خوب این مواد و اجزاء را با هم قاطی كردید صورت شیء را كه درست نكردید! اجزاء را با همدیگر جمع كردید و آن تبدیل به غنم شد و یك پوست هم روی آن انداختید و پشم و فلان و این حرفها میگویید هذا غنمٌ و هیچ كس هم نمیفهمد هم تكان میخورد و اگر لحمش را بردارید مزه لحم میدهد آن چه واقعیت شیئ كه آمده این را از بقیه جدا كرده یك چیزی ته دلتان میماند كه این بالاخره آن نیست. اینی كه این، او نیست آن چه چیزی است كه در نهایت مسئله میگوییم این نمیتواند او باشد، این را ما درست كردیم این را ما سر هم كردیم این را ما تركیب كردیم مونتاژ كردیم تا به این وضع و به این كیفیت درآمده، عبارت است از صورت آن چیزی كه ذهن شما به نحو ابهام به سمت او كشیده میشود ولی نمیتواند دسترسی پیدا كند و امكان هم ندارد.
- سوره طه ٢٠ صدر آيه ٨٨
- ٢- سوره طه ٢٠ قسمتى از آيه ٩٦
