
جلسه ۶۸۵
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 12/12/1430
جلسه ۶۸۵
11و هو ان الحكماء قد اطبقوا علی ان الجنس بالقیاس الی فصله عرض لازم حكما میفرمایند كه جنس به قیاس به فصلش آن مثل عرض لازم است، یعنی عرضی كه فصل باید آن عرض را دارا باشد. نداشته باشد نمیتواند، میشود فصل بدون عرض، فصل بدون عرض هم كه انسان ندارد كما ان الفصل یعنی یعنی جنس ذاتی فصل نیست عارض بر فصل میشود كما ان الفصل بالقیاس الیه خاصّه فصل به قیاس او میشود خاصه جنس هم بدون فصل معنا ندارد، جنس برای خودش حكومت را دارد فصل هم برای خودش حكومت را دارد فقط نسبتی كه بین این دو است این به نسبت به این میشود عرض لازم. این عرض، عرض عام است به نسبت به فصل، چون مبهم است بین همه مشترك است. فصل به این میشود چی؟ میشود عرض خاص ماده. وقتی ماده مشترك باشد چه چیزی آن را مشخِّصش میكند؟ فصل، پس اینها دو حقیقتی هستند جدا، نه این از او خبر دارد نه او از این خبر دارد منتهی هر دو ذاتی برای نوع هستند نوع هم ماده میخواهد هم نر، هم فصل میخواهد هم صورت میخواهد هر دویش را میخواهد بدون این دو تا این آقا كوچولو كاكل زری به دنیا نمیآید.
ثم ذكروا فرمودند ان الجنس فی المركبات الخارجیه جنس در مركبات خارجیه متحد است ماده و فصل هم با متحد است، با صورت تركیب نیستند فیلزم من هذا الحكمین عدم كون فصول الجواهر جواهر فصول جواهر دیگر در این صورت جواهر نمیتوانند باشند به این معنا كه در تحت معنای جوهر باشند اندراج الانواع تحت جنسها و همان طوری كه انواع در تحت جنس خودشان هستند بل كاندراج الملزومات تحت لازمها ملزومات در تحت لازمشان چون هیچ كدام اینها ارتباطی به بقیه ندارند دیگر نه ماده ارتباط به صورت دارد نه صورت ارتباط به آن دارد پس اینها در تحت چی هستند؟ در تحت لازم خودشان هستند كه لایحتاج ماهیتان و یلزم من هذا لازمه این مطلب عدم كون الصور لجسمیه و غیرها جوهرا صور جسمیه و غیر جسمیه جوهر به معنای مذكور نیست و ان صدق علیها معناه صدقاً عرضیاً اگرچه این معنای عرضی بر آنها صدق میكند.
