
جلسه ۶۸۵
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 12/12/1430
جلسه ۶۸۵
4و ببینید این كه الان من دارم توضیح میدهم این همان چیزی است كه میخواهیم در این جا مطرح كنیم این همان است. منتهی با این بیان آن كسی كه میتواند آن حقیقتی را كه از آن وجود بالصرافه كه دارد شكل و كیفیتش تغییر پیدا میكند و به آن صورت ملكوتیهای دارد در میآید كه نتیجه و مآلش همینی است كه شما الان دارید در خارج میبینید آن شخص فقط میتواند به صورت اشیاء اطلاع پیدا میكند آن میداند چه شده است كه این غنم است و چه شده است كه این بقر است و آن میداند و این فقط كسی است كه میتواند بر ملكوت علیا نه سفلا كه عالم بزرخ و مثال است در آن جا بخواهد اشراف پیدا میكند آن میتواند كاملا نسبت به این قضیه اطلاع پیدا بكند و حقایق اشیاء را در دستش باشد كه در وهله اول آن نفس امام علیه السلام است كه خود او مجری این نزول فیض است و نفس خود امام سازنده است و آن مدیر و مدبّر است و طبعا وقتی كه یك حقیقتی خودش حقیقت مولّده است حقیقت شاعر نسبت به توحید و مولّد و متولد خود هم خواهد بود یكی به اصطلاح نفس امام علیه السلام است و دیگری میتواند شخص ولی و آن كسی كه مراتب اسماء را درنوردیده و نسبت به آنها جنبه فعلیت برای خودش پیدا شده آن میتواند آن كیفیت تغییر و تبدّل اسم را از كلی به جزئی به دست بیاورد.
در این صورت مسئله روشن میشود و از آن جایی كه مرحوم بوعلی تاحدودی مسئله را دریافته ولیكن به حقیقت مطلب نرسیده است مطلب را مرحوم ملاصدرا در این جا با یك عبارت دیگری كه قدری فاصله دارد با آن چه را كه ما گفتیم، چون این مسئلهای كه گفتیم یك قدری عمیقتر و دقیقتر هست، با یك عبارت دیگری به واسطه جهاتی كه برای ایشان به واسطه كشف، پیدا شده. و ما میتوانیم مطلبی كه ایشان در این جا میگویند یك نوع افاضه بدانیم، یك نوع افاضه و عنایت آمده است. واقعا مسئله، مسئله عالی و راقی است كه ایشان مطرح كردند البته خب، آن حواشی كه عرض كردم. حالا فعلا راجع به این قضیه كه این چنین كسی میتواند این مسئله را درك كند كه از نقطه نظر حیثیت عرفان نظری در این جا مطرح است. و اما از نقطه نظر فلسفه و مبانی حكمیكه از این نقطه نظر ما بخواهیم مسئله را بررسی كنیم خوب مطلب جور دیگری خواهد شد.
