
جلسه ۶۸۵
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 12/12/1430
جلسه ۶۸۵
3شما اگر تا قیامت بنشینید و فكر كنید كه چه شده است كه این غنم شده نمیفهمید اگر تا قیامت فكر كنید چه شده كه این بقر شده و این غنم شده و آن جمل شده و او انسان شده شما به آن نخواهی رسید! چرا؟ خوب ما كه به مجردات دسترسی نداریم ما كه به آن صور مجرده نوعیه اطلاع نداریم. آن كه ما اطلاع داریم عبارت است از همان كه چشم ما میبیند و گوش ما میشنود و لامسه ما احساس میكند و به این میگوییم غنم، چون میبیینم او كمیتش از این بیشتر است به او میگوییم بقر و كجا به خاطر كمیت است شاید شما گوسفند اندازه بقر پیدا كنید یك گوسفند فرض بكنید كه هشتصد كیلویی یك تنی یا نژادش فلان و چكار میكند و از این چیزها شما درست كنید دیگر تمام شد؟ نه، باز این غنم است غنم بزرگی است غنمیاست كه بزرگ ا ست و بقر را فرض كنید كه شما كوچك كنید به اندازه گوسفند بشود وقتی نگاه میكنید او یك طرف بین این است آن فرق از كجاست آنی كه بین این و بین او نیست دو سنخند گرچه از نظر وزن یك اندازه است حالا شما فرض كنید پوستشان یكی است پشمشان یكی است نمیدانم خصوصیات و اعراضشان. ولی یك فرقی بین این دو است كه از همدیگر تمایز پیدا میكنند آن فرق در كجاست؟ در آن صورت نوعیه است، آن صورت نوعیهای كه باعث شده شما این فرق را به نحو اجمال مشاهده كنید نه به نحو تفصیل.
فقط كسی میتواند این نحوه تفصیل را ادراك بكند كه نفسش متصل باشد به همان حقیقت صوریهای كه آن حقیقت صوریه تنازل پیدا میكند در آن عالم و به شكل غنم ظهور پیدا میكند و در عالم خارج میآید به این جنبه مادی، وجسدیت پیدا میكند. آن میتواند كیفیت صورت بندی حقیقت مجرّده مبدأ برای نزول این صورت را ادراك كند. از آن جایی كه، این حقیقت دارد جدا میشود نه اینكه جدا میشود، دارد شكل پیدا میكند و میآید!
