
جلسه ۶۸۴
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة نکتهها و گفتههای استاد:6/12/1430
جلسه ۶۸۴
1اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
در كلام مرحوم آخوند این مسئله به چشم میخورد كه بنابر فلسفه مشاء علّت انتزاع جنس از ماده به خاطر فعلیت در ابهام است و این یك امر متحقق خارجی است منتهی خوب جنبه ابهام دارد و اشكال ندارد كه یك شیء فعلیت داشته باشد و فعلیتش هم فعلیت در ابهام باشد. ولی علی كل حال، امر انتزاعی نباشد و آن فعلیت در ابهام او را محو و فانی در فعلیت صورت میكند یعنی دو فعلیت در آن جا وجود دارد نه اینكه یكی اعتباری و یكی حقیقی اگر اعتباری باشد دیگر محو بودن و فانی بودن همه اینها توهمیو تخیلی میشود. واقعیت خارجی همان عبارت است از جنبه ابهامیكه آن شیء واجد است و همان جهت ابهام اگر بخواهد در خارج مشارٌالیه و ملموس باشد طبعا باید فانی در یك صورت فعلیه باشد چون اگر هر دوی اینها متعین و متشخص باشند و بالفعل وجود و ظهور آنها ملموس باشد در این صورت تركیب لازم میآید دیگر جنس و فصل معنا ندارد دو شیء بالفعل هستند مثل آب و شكر كه با هم قاطی میكنند شربت میكنند نه آب شكر است و نه شكر آب است منتهی خوب هر دو جنبه فعلی دارند و بعد وقتی كه تركیب میشودند شما یك چیز میبینید اینها را از همدیگر جایی جدا بكنید دوباره آب میرود كنار شكر هم فرض بكنید كه در كناری قرار میگیرد هر دوی اینها جنبه فعلی و شخصی دارند.
ولی در مسئله جنس و فصل، ما یك امر واحد بیشتر مشاهده نمیكنیم این عبارت است از همان ظهور فعلی آن امر خارجی، باید یكی از اینها در عین اینكه دو چیز هستند ولی یكی از اینها جنبهاش باید جنبه ابهام باشد. با اینكه فعلی است ولی خصوصیت ابهامیه او، او را فانی در صورت میكند در واقع یك چیز در خارج بیشتر نخواهد بود این پاسخی كه مرحوم آخوند دادند به اشكالی كه نسبت به این مسئله شده بود كه چرا ما جنس را از ماده میگیریم و از صورت نمیگیریم. در حالتی كه هر دوی ماده و صورت اینها داخل در تحت مقوله جوهر هستند و همان طوری كه ماده، دارای جوهر است صورت هم دارای جوهر است و آن جوهر در هر دو یكی است تفاوت نمیكند پس بنابراین جنس از ماده همان طوری كه انتزاع میشود از صورت هم میتواند انتزاع بشود چون همان جوهر بودن باعث شمول این جنس یا شمول این مقوله در تحت او خواهد شد.
