
حقیقت وجود و مراتب ادراک آن
تفاوت ادراک مفهومی و شهود قلبی در شناخت هستی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه ادراک عقلی و شهودی در شناخت حقیقت وجود میپردازند. بحث با بررسی مسئله جنس و فصل در فلسفه مشاء و چگونگی انتزاع مفاهیم از واقعیتهای خارجی آغاز میشود. استاد با نقد محدودیتهای ذهن در احاطه به کُنه هستی، توضیح میدهند که ذهن انسان همواره با مفاهیم و ماهیات سر و کار دارد و از درک حقیقتِ بساطتِ وجود عاجز است. در ادامه، با اشاره به لزوم انکشاف و شهود برای شناخت امر سیال و حقیقتِ هستی، به ضرورتِ تواضع علمی و سیره بزرگان در اعتراف به مراتبِ معرفتی اشاره شده است. این جلسه در نهایت بر این نکته تأکید دارد که فلسفه و حکمت، ابزاری برای فهمِ عمیقترِ کلام اهلبیت علیهمالسلام است و شناخت حقیقی، جز با اتصال به منبع وحی و عبور از مرزهای ذهنی و انانیت حاصل نمیشود.
حقیقت وجود و مراتب ادراک آن
9خب شاید دلیل خاصى داشته است ولى اینکه فرض کنید که بیایند و اینطوری بفرمایند به این شخص که مثلاً من نمىدانم آنهم یک چنین شخصى [عجیب است] خب نمىداند. اصلاً مگر باید همه چیز را بداند و مگر هر چیزى که هست معصوم است؟! آیا شما مىتوانید بگویید که هرچه که از بزرگان آمده هیچ خطایى در آن نیست؟! نه، خطا هست، اشکال ندارد! مگر حتماً انسان باید معصوم باشد؟! عصمت برای چهارده نفر است پس فرق بین امام و بنده چیست؟! باید یک فرق مختصرى باشد یا نباید باشد؟!
تلمیذ: با فنا و بقا مخالفت دارد؟
استاد: نه مخالفتى ندارد.
تلمیذ: کسى که به آنجا رسیده است عصمت از لوازم آن است.
استاد: خب البته آنهم در مراتب مختلف هست، البته در آن مسئلۀ علم که انسان مىتواند تصور بکند. بنده در همان قضیۀ علم این مسئله را توضیح دادم که آن مربوط به کسى است که فانى باشد و بعد بقاء پیدا کرده که این متصل به همان حقیقت عالم وجود است. مرحوم علامه طباطبائی آن موقع شاید این مرتبه را حائز نبودند. مرحوم آقا هم قائل نبودند که ایشان از اول چیز رفتند، مىگفتند: اواخر عمر حالاتى از فناء در ایشان مشاهده مىشد، اواخر عمر! آن عکس مرحوم علامه با آقا را خود بنده گرفتم در آن مباحثاتشان که حالا شاید رفقا ببینند ـ از جمله کتابهایی که دیگر درمىآید بعضى از این عکسها را هم گفتهایم در آنها قرار بدهند ـ در خود آن مجلس من حضور داشتم و تقریباً حدود دهتا دوازهتا عکس گرفتم؛ همراه با ایشان و جدا جدا که بعضیهایش خوب شده و بعضیها خوب نشدند، در آن زمان در منزل مرحوم شهید قدوسى دامادشان بودند که آن موقع ایشان ظاهراً موقعیت قضایى هم داشت؛ مرحوم آقاى قدوسى موقعیت قضایى داشت. منزل مرحوم علامه در طهران سیدخندان خیابان حاج عبدالله بود و مرحوم آقا هم آنجا مىرفتند و من هم در بعضى از مجالس بودم و در اکثرشان نبودم اما در یکى دوتا بودم که در همان مجلس آخر بود که این عکسها را بنده گرفتم، در آنجا مرحوم علامه اعتراف و تصدیق کردند بر اینکه آنچه را که پیگیرى مىشد درست بود؛ مسئله درست بود و حتى ایشان هم فرمودند که الحمدلله که خداوند شما را ... .
