اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

حقیقت وجود و مراتب ادراک آن

تفاوت ادراک مفهومی و شهود قلبی در شناخت هستی

14٬196
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه ادراک عقلی و شهودی در شناخت حقیقت وجود می‌پردازند. بحث با بررسی مسئله جنس و فصل در فلسفه مشاء و چگونگی انتزاع مفاهیم از واقعیت‌های خارجی آغاز می‌شود. استاد با نقد محدودیت‌های ذهن در احاطه به کُنه هستی، توضیح می‌دهند که ذهن انسان همواره با مفاهیم و ماهیات سر و کار دارد و از درک حقیقتِ بساطتِ وجود عاجز است. در ادامه، با اشاره به لزوم انکشاف و شهود برای شناخت امر سیال و حقیقتِ هستی، به ضرورتِ تواضع علمی و سیره بزرگان در اعتراف به مراتبِ معرفتی اشاره شده است. این جلسه در نهایت بر این نکته تأکید دارد که فلسفه و حکمت، ابزاری برای فهمِ عمیق‌ترِ کلام اهل‌بیت علیهم‌السلام است و شناخت حقیقی، جز با اتصال به منبع وحی و عبور از مرزهای ذهنی و انانیت حاصل نمی‌شود.

حقیقت وجود و مراتب ادراک آن

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه ادراک عقلی و شهودی در شناخت حقیقت وجود می‌پردازند. بحث با بررسی مسئله جنس و فصل در فلسفه مشاء و چگونگی انتزاع مفاهیم از واقعیت‌های خارجی آغاز می‌شود. استاد با نقد محدودیت‌های ذهن در احاطه به کُنه هستی، توضیح می‌دهند که ذهن انسان همواره با مفاهیم و ماهیات سر و کار دارد و از درک حقیقتِ بساطتِ وجود عاجز است. در ادامه، با اشاره به لزوم انکشاف و شهود برای شناخت امر سیال و حقیقتِ هستی، به ضرورتِ تواضع علمی و سیره بزرگان در اعتراف به مراتبِ معرفتی اشاره شده است. این جلسه در نهایت بر این نکته تأکید دارد که فلسفه و حکمت، ابزاری برای فهمِ عمیق‌ترِ کلام اهل‌بیت علیهم‌السلام است و شناخت حقیقی، جز با اتصال به منبع وحی و عبور از مرزهای ذهنی و انانیت حاصل نمی‌شود.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

حقیقت وجود و مراتب ادراک آن

10
  • بنده باید این عبارت را بگویم تا افراد بدانند که موقعیت علمى هیچ‌گاه نباید مانع از آن صداقت و صفا و خلاصه ارتباط و استناد اشیاء به پروردگار باشد و این درس است! بعضی‌ها از اینکه بنده این را آوردم متأثر شدند و شاید ایراد هم نکردند که چرا ایشان حالا یک حرفى زده است، بنده این را ذکر کردم و این را شاید حمل بر خطاى ما هم کردند که فلانى اشتباه کرد ولى بنده اشتباه نکردم و یک هم‌چنین قضیه‌اى بوده و اینها را باید ذکر کرد و ذکر اینها براى ما راه‌گشا است. فقط همه‌اش به خواندن نیست که فقط بخوانیم و جلو برویم و این مطالب را به‌کار نبندیم!

  • آن مرجعى که مى‌گوید: همۀ اینها کشک است نمى‌داند که تمام این مطالبى که آخوند ملاصدرا دارد در اسفار ذکر مى‌کند به‌خاطر این است که تو امروز بالاى منبر نگویى که کشک است، نه، بدانى که اینها همه مستند به خداست و همه را از یک جا بدانى و همه را از ائمه بدانى. ما هم مى‌گوییم: هرچه هست، در [کلام] قرآن و اهل‌بیت هست منتها همان‌طورى‌که براى فهمیدن کلام اهل‌بیت ادبیات، بلاغت، صرف و نحو لازم است همین‌طور براى فهمیدن کلام اهل‌بیت هم فلسفه و حکمت لازم است.

  • آیا امیرالمؤمنین که آن خطب را در 1400 سال پیش مى‌گفتند آن را اشعث بن قیس مى‌فهمید که «داخلٌ فِى الأشیاء لا بالمُمازَجَة»1 یعنى چه؟! یا آن را براى امروز بنده و شما دارند مى‌گویند؟! آن اشعث از این چه مى‌فهمید؟! آن ابودرداء و ابوهریره که مقابل امیرالمؤمنین این خطبات را مى‌شنیدند چه مى‌فهمیدند؟! به‌به على چقدر خوب دارد خدا را تعریف مى‌کند! على چقدر خوب دارد فلان مى‌کند! حالا بگو ببینم حالا که على از منبر پایین آمد چه فهمیدى؟! تو که عین خر چیزی نمى‌فهمى، آن على که این را براى تو نگفت، على آن را براى ملاصدراى هزار سال بعد گفته است. آن کسی که نمى‌فهمد با چهار انگشت باید طهارت بگیرد یا با پنج انگشت، خطبات نهج البلاغه و احادیث امام رضا را مى‌فهمد که در توحید صدوق ذکر کرده است؟! مدام بگو: کشک است! کدام‌یک از این حرف‌هاى فلسفه کشک است؟! بیا جواب بده کدامش کشک است؟! اصالت وجودش کشک است؟! یااینکه قاعدۀ علیتش کشک است؟! یا فعلیت و استعدادش کشک است؟! همین‌طورى آدم هرچه از دهانش درمى‌آید بگوید [که نمی‌شود]. کشک در چیزهاى دیگر است؛ کشک در أنانیّت و اینهاست.

    1. . شرح الأسماء الحسنى، ج 2، ص 96.
/ 0