اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة نکته‌ها و گفته‌های استاد:6/12/1430

نسخه عربی

جلسه ۶۸۴

6
  •  حالا واقع، فرض كنید كه خوب بخاطر مصالحی بعضی از جاها نمی‌داند گفتم یك بنده خدایی نقل می‌كرد كه یك عده‌ای از خارج و داخل آمده بودند كه بیایند پیش علامه سوال كنند از مسائل فلسفی سوال كنند خوب این دیگر چیزی نبوده كه علامه نداند پیش پا افتاده بوده آمده بود و آنها سوال كرده بودند ایشان گفته بود كه من نمی‌دانم بعضی از آنهایی كه بودند الان حیات دارند زنده هستند آن افرادی كه آمده بودند دوباره سوال كرده بود دوباره گفت حالا اگر از من می‌پرسیدند برای هر سوالشان یك ساعت هم حرف می‌زدیم حالا ایشان چه مصلحتی دیدند در آن جا كه این كار را كردند او را ما نمی‌دانیم بالاخره مرحوم علامه آدم مراقبی بود و مواظب بود و جهات را هم می‌دید و از آن طرف دنبال جنجال و اینها نبود هر چه می‌خواهند به او بگویند بگویند حالا چه بوده در نفسش چه گذشته كه این طور برخورد كرده. هیچی، می‌گفتند ا این از خارج بلند شدند آمدند خرد علمی ما، اینی كه الان می‌خواهیم شما را ببریم پیش او خلاصه آمده بودند كه حال چقدر پز بدهند و چیز بكنند به این و آن ولی یكدفعه بیایند و ببینند كه می‌گوید من نمی‌دانم دوباره سوال دوم را كردند ایشان دوباره سرش را بلند كرد و گفت نمی‌دانم ای بابا سومی را گفته نمی‌دانم فهمیدند نه این قضیه مثل اینكه مطلبی دیگری است در این جا، خداحافظی كردند آمدند بیرون و تا آخرش هم نفهمیدند مطلب چه بود خوب آنها شاید دلیل خاصی داشتند ولی اینی كه ایشان فرض بكنید كه بیایند و این طوری بفرمایند به این شخص كه مثلا من نمی‌دانم آن هم یك چنین شخصی خوب نمی‌داند ایشان بنده خدا اصلا مگر باید بدانند همه چیز را و مگر هر چیزی كه هست معصوم است آیا شما می‌توانید بگویید كه هر چه را از بزرگان آمده همه هیچ خطایی در آن نیست خوب نه خطا است خوب اشكال ندارد مگر حتما انسان بایستی معصوم باشد عصمت مال چهارده نفر است پس فرق بین امام و بنده چیست باید یك فرق مختصری باشد یا نباید باشد؟