اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة نکته‌ها و گفته‌های استاد:6/12/1430

نسخه عربی

جلسه ۶۸۴

5
  •  دو خط شعر من یك وقتی به مرحوم آقا گفتم آقا این جواب چرند آخوند اصلا چه ارتباطی دارد به این شعر، این چی می‌خواهد بگوید آخوند، ایشان فرمودند بله هیچ ارتباطی به هم ندارد. گفتم پس چرا شما ننوشتی در آن كتاب، بابا این چرند است چی گفته است اصولت را برو بگو بابا آخر تو را چه به این كه بیای فرض كنید، گفتند بله دیگر بله دیگر حالا یعنی می‌خواستند بگویند ما ادب، تو حالا جسارت و فلان و این حرفها، ما خوب، بالاخره یك حساب و كتابی است بالاخره بزرگان فرق می‌كرده حسابشان، مسئله‌شان.

  •  چقدر خوب است انسان از حدود خودش خارج نشود خوب بابا بگو نمی‌دانم حالا نمی‌دانم دیگر بیش از این مقام گنجایش نداریم، نه حالا بیا گنجایش داشته باش چه می‌خواهی بگویی گنجایش داشته باش از آن سه كلمه فهمیدیم چقدر گنجایش داری گفتم آخر این چرندها چیست گفته آبروریزی كرده حالا ما یك كلمه بیشتر بلد نیستیم هر چی هم از ما می‌پرسد یك ساعت حرف می‌زنیم روش روش علامه طباطبایی آنها بود كه آنها بله من خودم شنیدم از مرحوم آقا كه ایشان می‌گفتند كه خوب مرحوم علامه خیلی مرد بزرگی بود و دنبال اثبات نبود ما باید هر چیزی را در جایگاه خودش نگاه داریم علامه مرد بزرگی بود ولی امام نبود امام چیز دیگر است معصوم نبود معصوم یك چیز دیگر است معصوم معصوم است و عصمت دارد در فعل عصمت دارد در فكر عصمت دارد در كلام عصمت دارد معصوم معصوم است و همین طور خب طبعا اولیای خدا هم دارای مراتب مختلفی هستند و هر كدام از آن مرتبه‌ای كه خب برای مرحوم آقای حداد و قاضی بود آن مرتبه برای مرحوم علامه طباطبایی نبود. البته خدا می‌داند، ما چه می‌دانیم ما نگاه می‌كنیم به مسائل و اینها، با این وجود و این علم و این غزاری علم و اینها خب بالاخره این یك چیز طبیعی است و ما ناخن آنها هم نیستیم اما خوب بالاخره به همان بضاعت مزجات وقتی كه نگاه می‌كینم به كلمات بزرگان تفاوتهایی می‌بینیم كسی را كه مرحوم پدر ما می‌فرمود ملائكه اسمش را بی وضو نمی‌برند همان شخص به مرحوم آقا می‌گویند من این جا را نمی‌دانم و مرحوم آقا تعجب می‌كنند و ایشان می‌فرمودند بارها می‌شد من از ایشان از یك قضیه سوال می‌كردم یك مطلبی یك مفهومی یك آیه‌ای از آیات را وقتی كه می‌پرسیدم ایشان می‌گفتند كه نمی‌دانم و من می‌گفتم آخر شما شكسته نفسی می‌خواهید بفرمایید ایشان می‌فرمودند من با شما شكسته نفسی بفرمایم؟!