اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة نکته‌ها و گفته‌های استاد:6/12/1430

نسخه عربی

جلسه ۶۸۴

2
  •  در این جا مرحوم آخوند اشاره به یك مطلبی دارند و او این است كه به طور كلی اصلا مسئله ماده و صورت را از تحت مقوله جوهر بودن می‌خواهند خارج كنند و این اندراجش را در تحت ذاتی باب ایساغوجی را می‌خواهند به همین مشاء بسپارند و خودشان طرح جدیدی را درافكنند نسبت به این حقیقت ماده و حقیقت صورت. این مسئله بر اساس مسئله اصالت الوجود و وحدت شخصی وجود در این جا حاصل می‌شود و آن این است كه در مسئله باری چطور ما تشخص را در آن جا از خود حاق وجود ما انتزاع می‌كنیم بدون اینكه آن وجود دارای ماهیت باشد و ماهیت حمل بشود بلكه الحق ماهیته انیته، از این جا ما به آن مظاهر آن وجود كه تشكل وجود است نسبت به آنها پی می‌بریم.

  •  شكی نیست كه آن چه كه در خارج تحقق پیدا می‌كند و صورت خارجی به خود می‌گیرد باید آن شیء باید تغییر و تحولی در آن حقیقت بساطت وجود را واجد باشد تا بتواند اختلاف را تحمل كند و افتراق با دیگر اشیاء بپذیرد. اگر قرار بشود آن وجود به همان بساطتش باقی بماند، در آن بساطت، انسان نمی‌تواند آن را آن طوری كه باید و شاید تصور كند.

  •  علی كل حال آن چه را كه ما از حقیقت وجود دریافت می‌كنیم، همراه با نوعی مفهوم از مفاهیم و ماهیتی از ماهیات است آیا شده شما تا به حال، وجود را به كنه ذاتش و به آن حقیقتش تصور بكنید و در ذهن خود جا بدهید و حساب او را از بقیه حسابها جدا كنید تا به حال یك همچنین مسئله‌ای اتفاق افتاده؟ آیا می‌توان همچنین كاری كرد؟ نه، چرا؟ چون شما هر چه را كه تصور بكنید این یك مفهومی است كه در ذهن شما نقش می‌بندد در حالتی كه خود ذهن محدود است به حدود حدیه و نمی‌تواند لاحدّ را در حدود حدیه انسان تصور كند. می‌تواند یك امر مبهمی را تصور كند و او را خارج از این ماهیات بپندارد ولی این كه واقعیت او چیست آن چیستی او را انسان نمی‌تواند درك بكند به اصطلاح همان چه را كه همان حقیقتی كه وجود دارد هر چه را كه شما بخواهید در نظر بگیرید بالاخره به واسطه ارتباط شما با آن شیء، آن مفهوم در ذهن نقش پیدا می‌كند و آن شی تا وقتی كه صورت نگیرد و مفهومی‌از مفاهیم را بر خود حمل نكند در ذهن تصور پیدا نمی‌شود. شما تعریه بكنید تمام مفاهیم را و آن ذهن را متمركز كنید، صورت را از او بگیرید هر چه را كه می‌خواهید بكنید باز به آن حقیقت آن شیء نمی‌توانید برسید حتی در مورد مادیات همین طور. بله ذهن می‌تواند یك مفهوم مبهم را به عنوان اصل برای خود بپذیرد فرض كنید كه در همین روال فلسفه مشاء و منطقیین و مبنای عرف بر استمرار ماده در صور مختلف، آن چه را كه ذهن می‌تواند او را درك بكند یك هیولای مبهمه است، فرض كنید كه یك صورتی را همان طوری كه مثال زدم این صورتی كه الان در جلوی ما است، این اشیائی كه درجلوی ما هست اینها همه قدمت سابقی دارد فرض كنید همین فرشی را كه الان ما در این جا داریم مشاهده می‌كنیم اگر پشم نباشد و الیاف باشد خوب فرض بكنید كه این الیاف فرش را از نفت استخراج بكنند حالا این یك امر خلق الساعه نبوده كه همین امروز صبح شما بلند شوید ببینید كه نفت را استخراج كردند و این از نفت همین امروز پیدا شده این هم همین امروز استخراج كردند در یك چشم به هم زدن الیافی را از آن جدا كردند نمی‌دانم یك مقداریش تبخیر كردند بنزین شده یك مقداریش فرض كنید كه نفت سفید شده یك مقداریش تهش مانده گازوئیل و برای این چیزها دیگر استخراج كردند بقیه آنها هم كه خوب بیش از صد نوع می‌گویند از او الیاف و مواد و اینها از آن استخراج می‌كنند این الان فرض بكنید كه یك امر دامنه داری بوده از میلیونها سال پیش این قضیه اتفاق افتاده حالا اشیاء چی بودند كه همه اینها تبدیل شدند به نفت و نمی‌دانم موجوداتی بودند زنده و غیر زنده بودند اینها چیزهایی است كه خوب بالاخره گفته می‌شود در همین كتب و اینها راجع به این مسئله صحبت می‌شود بالاخره برگشت قضیه به میلیونها سال قبل است و در قبل از آن كه به اصطلاح یك همچنین ماده ای نبوده و بعد در خارج اینها فرض كنید كه در جنگلها و اینها تبدیل به یك همچنین ماده‌ای شده خوب حالا آن قضیه می‌رود برای فرض كنید كه میلیونها خوب آنی كه در آن جنگلها بوده خود آنها چه زمانهایی را سپری كردند هی باید بروید عقب نمی‌توانید در یك جا توقف كنید نمی‌توانید بایستید و بگویید كه یكی از اینها خلق الساعه بوده اصلا وجود خارجی نداشته آن چیزی كه ما بر حسب متفاهم عرفی استنباط می‌كنیم یك مسئله استمراری به گذشته است، حركت به گذشته، نه به آینده، آینده را خبر نداریم كه فردا بر سر این فرش چه خواهد آمد، او را اطلاع نداریم ولی نسبت به گذشته كه تا این جا رسیده می‌توانیم بلاخره به دست بیاوریم حالا بر علوم تجربی یك مقداری درست و یك مقداری هم كشك بالاخره یك چیزی برای خودمان تصور می‌كنیم و می‌گوییم این یك قضیه دامنه داری بوده و مستمر استصحاباً كار به این جا كشیده شده و به این جا مطلب رسیده آن ماده‌ای كه در طول این مدت زمان پیوسته در بستر تاریخ همین طور از صورتی به صورت دیگر در حال تغییر بوده آن ماده چه بوده آن الان فكرش را بكنید می‌توانید دست بزنید كه این بوده بخصوص اصلا نمی‌توانید.