اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

نقد مبانی حکمت مشاء در باب جنس و فصل

تحلیل اصالت وجود و نفی ماده مشترک در تکوین اشیاء

14٬194
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه، با نقد دیدگاه مشهور در حکمت مشاء پیرامون کیفیت اخذ جنس از ماده و فصل از صورت، به تبیین مبانی دقیق‌تری در باب تشخص و اصالت وجود می‌پردازند. بحث با بررسی جایگاه جنس و فصل در ذاتیات اشیاء آغاز شده و با عبور از تحلیل‌های ذهنی، به سوی حقیقتِ تطوریِ وجود سوق می‌یابد. استاد با بهره‌گیری از مثال‌های ملموس، چگونگی ارتباط میان صورت‌های علمیه در ذات پروردگار و تحقق خارجی آن‌ها در ظرف زمان را تشریح کرده و تفاوت میان علمِ حصولیِ زمانی و شهودِ وجدانیِ مجرد را تبیین می‌کنند. در نهایت، با نفی وجودِ ماده‌ی مشترک و تأکید بر اختصاصِ وجودیِ هر شیء، این نتیجه حاصل می‌شود که در نظام هستی، هر موجودی دارای حقیقتِ شخصیه‌ی مختص به خود است و جنس و فصل، تنها اعتباراتی ذهنی برای تحلیلِ عقلانی هستند، نه ذاتیاتِ خارجی.

نقد مبانی حکمت مشاء در باب جنس و فصل

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه، با نقد دیدگاه مشهور در حکمت مشاء پیرامون کیفیت اخذ جنس از ماده و فصل از صورت، به تبیین مبانی دقیق‌تری در باب تشخص و اصالت وجود می‌پردازند. بحث با بررسی جایگاه جنس و فصل در ذاتیات اشیاء آغاز شده و با عبور از تحلیل‌های ذهنی، به سوی حقیقتِ تطوریِ وجود سوق می‌یابد. استاد با بهره‌گیری از مثال‌های ملموس، چگونگی ارتباط میان صورت‌های علمیه در ذات پروردگار و تحقق خارجی آن‌ها در ظرف زمان را تشریح کرده و تفاوت میان علمِ حصولیِ زمانی و شهودِ وجدانیِ مجرد را تبیین می‌کنند. در نهایت، با نفی وجودِ ماده‌ی مشترک و تأکید بر اختصاصِ وجودیِ هر شیء، این نتیجه حاصل می‌شود که در نظام هستی، هر موجودی دارای حقیقتِ شخصیه‌ی مختص به خود است و جنس و فصل، تنها اعتباراتی ذهنی برای تحلیلِ عقلانی هستند، نه ذاتیاتِ خارجی.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

نقد مبانی حکمت مشاء در باب جنس و فصل

9
  • مثل اینکه بگویید: آقا شما گرسنه‌تان است می‌گویم که صبح صبحانه خوردم. مى‌گویید: نه، آقا شما اشتباه مى‌کنى! برو پى کارت کله‌ات بخار کرده و داغ شدى یک تخته‌ات کم است! من صبح صبحانه خوردم و الآن احساس سیرى مى‌کنم. من مى‌فهمم الآن در چه حالی هستم حالا تو بگو که گرسنه هستى. یااینکه فرض کنید بگویید: سیری. حالا اگر مى‌خواهى ناهار ندهى، نده. دیگر چرا مى‌گویى: سیرى؟! من گرسنه هستم. اگر مى‌خواهى [ما را] به خانه‌ات راه ندهى، نده ما مى‌رویم یک خاکى بر سرمان مى‌کنیم ولى بالأخره گرسنه‌مان است! آن احساسى را که یکى دارد در خودش که سیر است یا گرسنه است مگر کسى مى‌تواند آن را رد کند؟! آن احساسى که شخصى راجع به ألم و درد دارد مگر مى‌تواند رد کند؟! طرف مى‌گفت: قلبم درد مى‌کند و شب نمى‌خوابم، دکتر مى‌روم مى‌گوید: چیزی نیست! پدرم دارد درمى‌آید او مى‌گوید: چیزی نیست. تو بیا به جاى من تا ببینی چیزی هست یا چیزی نیست! من پدرم دارد اینجا درمى‌آید، مى‌گوید: نه آقا برو چیزی نیست. بعداً تق مى‌افتد مى‌میرد مى‌گوید: اِ مرد؟! خب حتماً یک چیزى بود! حتماً بواسیر داشت والاّ ما امتحان کردیم چیزى نبود!!

  • خلاصه این احساسى که نفس دارد مى‌کند؛ در دلش و در وجودش دارد این احساس را مى‌کند، این احساس قابل انتقال نیست تااینکه شخصی بیاید خرده بگیرد، رد کند، نقض کند، اثبات کند. آن احساسى را که فرد دارد مى‌کند با همین جرقه‌هایى که زده مى‌شود، آن احساس قابل انکار نیست. افرادِ دیگر مى‌ایستند نگاه مى‌کنند، خب باید هم نگاه بکنند چون آن را ندارد لذا مجبور است همین‌طور نگاه کند مگر اینکه به او یک جرقه بخورد تا او هم آن احساس را پیدا بکند، آن‌وقت دیگر رها مى‌کند یعنى همان احساسى که براى این پیدا شد جنبۀ وجدان صورت خارجى، نه جنبۀ فقط یک عکس چون اگر جنبۀ عکس باشد قابل انکار است قابل تردید است قابل یک چیزى است، ولى نه آنچه را که احساس مى‌کند خود آن صورت خارجى را احساس مى‌کند.

/