اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

نقد مبانی حکمت مشاء در باب جنس و فصل

تحلیل اصالت وجود و نفی ماده مشترک در تکوین اشیاء

14٬194
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه، با نقد دیدگاه مشهور در حکمت مشاء پیرامون کیفیت اخذ جنس از ماده و فصل از صورت، به تبیین مبانی دقیق‌تری در باب تشخص و اصالت وجود می‌پردازند. بحث با بررسی جایگاه جنس و فصل در ذاتیات اشیاء آغاز شده و با عبور از تحلیل‌های ذهنی، به سوی حقیقتِ تطوریِ وجود سوق می‌یابد. استاد با بهره‌گیری از مثال‌های ملموس، چگونگی ارتباط میان صورت‌های علمیه در ذات پروردگار و تحقق خارجی آن‌ها در ظرف زمان را تشریح کرده و تفاوت میان علمِ حصولیِ زمانی و شهودِ وجدانیِ مجرد را تبیین می‌کنند. در نهایت، با نفی وجودِ ماده‌ی مشترک و تأکید بر اختصاصِ وجودیِ هر شیء، این نتیجه حاصل می‌شود که در نظام هستی، هر موجودی دارای حقیقتِ شخصیه‌ی مختص به خود است و جنس و فصل، تنها اعتباراتی ذهنی برای تحلیلِ عقلانی هستند، نه ذاتیاتِ خارجی.

نقد مبانی حکمت مشاء در باب جنس و فصل

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه، با نقد دیدگاه مشهور در حکمت مشاء پیرامون کیفیت اخذ جنس از ماده و فصل از صورت، به تبیین مبانی دقیق‌تری در باب تشخص و اصالت وجود می‌پردازند. بحث با بررسی جایگاه جنس و فصل در ذاتیات اشیاء آغاز شده و با عبور از تحلیل‌های ذهنی، به سوی حقیقتِ تطوریِ وجود سوق می‌یابد. استاد با بهره‌گیری از مثال‌های ملموس، چگونگی ارتباط میان صورت‌های علمیه در ذات پروردگار و تحقق خارجی آن‌ها در ظرف زمان را تشریح کرده و تفاوت میان علمِ حصولیِ زمانی و شهودِ وجدانیِ مجرد را تبیین می‌کنند. در نهایت، با نفی وجودِ ماده‌ی مشترک و تأکید بر اختصاصِ وجودیِ هر شیء، این نتیجه حاصل می‌شود که در نظام هستی، هر موجودی دارای حقیقتِ شخصیه‌ی مختص به خود است و جنس و فصل، تنها اعتباراتی ذهنی برای تحلیلِ عقلانی هستند، نه ذاتیاتِ خارجی.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

نقد مبانی حکمت مشاء در باب جنس و فصل

13
  • حضور عینى و حضور علمى نفس امام با عوالم وجود

  • طرف به سامراء رفته بود و امام حسن را نمى‌شناخت، گفت که یک امتحان مى‌کنم ـ فرض کنید سؤال مى‌کنم از همان حکم معروفى که دربارۀ عرق جنب از حرام هست ـ اگر آمد و آنچه را که در دل من هست نسبت به او گفت و حکم مسئله را گفت، معلوم است که امام است. امام حسن عسکرى علیه‌السّلام مى‌آیند و مى‌روند هیچ کسی هم ایشان را نمى‌شناسد چون مثل همۀ افراد بودند، ائمه علیهم‌السّلام در آن موقع که قیافۀ خاصى نداشتند که مردم بشناسند؛ همه عمامه سرشان بود امام هم عمامه سرش بود حتى شاید سبز هم نبود سیاه هم نبود شاید حتى در بعضى از اوقات سفید هم بود، زرد هم بود ـ در بعضى از موارد عمامه زرد داشتند ـ مثل همه، خب مشخص هم نبود. این‌هم نگاه نکرد که ببیند این کیست یک‌دفعه حضرت آمدند و فرمودند: حکم این مسئله این است.1 خب این معنایش چیست؟ معنایش این است که امام با نفس او حضور دارد؛ حضور عینى و حضور علمى دارد نفس امام با نفس او حضور علمى دارد.

  • آیا براى امیرالمؤمنین این نبود؟! آیا براى امام حسین این نبود؟! در روز عاشورا این نبود؟! آیا امام حسین همه را در روز عاشورا زد؟! یااینکه نه یکى را رد کرد و یکى را زد؟! یکى را این‌طور و یکى را آن‌طور، با هر کسى با همان فکرش و با خیالش و با آن نیتش، با همان برخورد مى‌کند لذا به یکى مى‌رسد این را مى‌گوید و به آن یکى مى‌رسد آن را نمى‌گوید و با هر شخصى یک حرف خاص و یک نقطه‌اى که مخصوص به اوست دارد و کلمات هم از همدیگر تفاوت پیدا مى‌کنند. این همان حقیقت عینیه‌اى است که آن در نفس امام‌ هست و آن به‌واسطۀ مرور زمان تغییر و تبدّل پیدا نخواهد کرد. فقط آنچه از تغییر در اینجاست همان صورت خارجى زمانى است که آن صورت خارجى زمانى که باید معلول و مسبب از زمان باشد ـ به‌عنوان علل معدّه نه به‌عنوان علل ذاتی ـ آن بله باید باشد. چون خود آن صورتى را که احساس مى‌کند، خود آن صورت در ذی‌الحجه هست یعنى وجود در ذی‌الحجه را احساس مى‌کند ولى الآن شعبان است. خب اینکه الآن شعبان است پس از نظر ظاهر باید صبر کنید تا این زمان بر او بگذرد فقط زمان بر او بگذرد تا صورت خارجى تحقق پیدا کند نه اصلِ صورت، اصل صورت یکى است. خیلى فرق مى‌کند که شخص توقع انجام یک صورتى داشته باشد که در آن شک هست یا نه، شخص نسبت به تحقق آن صورت شک ندارد فقط انتظار خارجش را دارد. خب انتظار خارج داشتن «لَو كُشِفَ الغِطاءُ ما ازدَدتُ یَقیناً» است و چیزى بر انسان اضافه نمى‌کند. خب وقتى که انسان از یک مسئله‌اى دارد رد مى‌شود و از یک جایى دارد رد مى‌شود فقط همان صورت خارجیۀ او براى آن شخص جنبۀ انتظارى دارد درحالى‌که خود وجودِ او براى او جنبۀ ابهام ندارد و حتى براى خود افراد عادی [همین‌طور است].

    1. . مناقب آل ابی‌طالب علیهم السلام، ج 4، ص 4۱؛ مدینة المعاجز، ج ۷، ص 4۹۸.
/ 260