اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 4/12/1430

نسخه عربی

جلسه ۶۸۳

3
  •  در مسئله اصالت وجود آن چه كه مطرح هست این است كه حقیقت وجود، یك حقیقت واحده‌ای است كه آن حقیقت واحده اگر حالا قبل از این كه به این مسئله بپردازیم در بحث كیفیت استحصال ماهیت از وجود اگر نظر رفقا باشد، سابق ما در آن جا گفتیم كه ماهیت نه شیء عدمی است و نه شیء است موجود. ما به ازای وجود كه همان حقیقت بساطت وجود باشد شیء عدمی نیست بخاطر اینكه العدم لایخبر عنه و لا یخبر به، در حالتی كه ما به ماهیات توجه داریم و روی ماهیات حسابهای مختلفی بار می‌كنیم شیرینی با شوری تفاوت می‌كند این دو یكی نیست پس معلوم می‌شود دو چیز است، سیاهی با سفیدی متفاوت است اینها دو چیز هستند و هلم جرّا

  •  پس بنابراین ماهیات در خارج موجود هستند ولكن این وجود اینها آیا وجود انضمامی است؟ یعنی دو نحوه از وجود داریم، یك وجود كه همان وجود بساطت حق است كه مبدأاعلی است و وجود دوم، وجودِ ماهیات است كه قالب بندی این وجود است و او از جایی دیگر می‌آید به این می‌خورد مثل دو شیء تركیبی و بعد آن شیء خارج پیدا می‌شود؟! كه خوب طبعا این مسئله منتفی است و ادله نافیه خودش را دارد خوب این نیازی دیگر به بحث و اینها ندارد.

  •  در مسئله علم باری حتی در قضیه علم باری آیا معنا دارد كه ما برای ذات باری یك ذهن و نفسی مثل انسان تصور كنیم همان طوری كه ذهن انسان ماهیات اشیاء به صورتِ صورت در آنها نقش دارد در ذهن باری و در نفس باری هم قبل از خلقت اشیاء این اشیاء به صورتِ صورت، صورت عكاسی، صورت تصویر اینها در آن جا وجود دارد؟ قبل از این هنوز وجود خارجی پیدا نكرده؟ آیا مسئله به این كیفیت بوده؟ خب خدا كه نفس ندارد! خدا كه ذهن ندارد خدا كه تصور ندارد، بیاید تصور بكند و به اصطلاح این صورت را در آن جا به وجود بیاورد، حتی اگر قرار باشد ما برای خداهم ذهن را تصور كنیم، آن صورتی را كه خدا، آن صورت را خلق می‌كند بالاخره صورت مسبوق به عدم است و مسبوق به وجود كه نیست آن صورتی را كه خلق می‌كند، آن اراده ای كه می‌كند و آن صورت را خلق كند قبل از اینكه هنوز آن تشكل خارجی به خودش بگیرد آن اراده از كجا؟ مگر آن اراده غیر از همان وجود است؟ مگر در وجود حق تركّب و تركیب است تا این كه قدری از وجودِ حق، عبارت از همان وجود بسیط باشد و قدری از او، عبارت از همان اراده باشد كه تعلق می‌گیرد به صور نوعیه یا به صور فرض كنید كه بنابر مُثُل افلاطونی و یا به صور شخصیه؟ آن صور شخصیه چه نحوه‌ای از وجود است؟ آیا خارج از وجود است؟ یعنی عدم است كه خوب عدم صورت ندارد اگر آن صور، صور نوعیه نحو من الوجود است خوب وجود حق كه بسیط است.