
جلسه ۶۸۳
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 4/12/1430
جلسه ۶۸۳
2خوب این جنبههای كلی كه در این جا احساس میشود، این جنبهها همان جهات مشتركی است كه عقل در تحدید عقلی، آن جهاتِ مشترك را متمایز میكند و به او اسم جنس یا نوع میدهد جنس قریب و بعید درست میكند در این جا و اینها همه ذاتی آن شیء است. اضافه بر او وقتی كه كاملا تشخص آن روشن شد، آن گاه شما میگویید كه این فلان شخص است این صورت نوعیه او، كاملا متمایز باشد و شما بتوانید این مسئله را فرق بگذارید با آن جهت اشتراك خوب این مسئله از این نظر درست، یعنی از این نظر مرحوم آخوند میفرمایند كه اشكالی متوجه این قضیه و اتخاذ جنس از ماده، نمیباشد
ولی در این جا یك مسئله ای كه مورد توجه و نظر است، این است كه ما در بحث قضیه اصالت وجود و در قضیه وحدت وجود و در قضیه تشخص وجود، كه البته مرحوم آخوند به بعضی از اینها در این جا اشاره میكنند، در این جا یك مطلبی دارد و آن این كه هر شیء كه تشخص پیدا میكند خودش است هیچ مابه الاشتراكی در این جا نیست و ما به الاشتراك به عنوان این كه یك حقیقتی باشد كه آن یك حقیقت مشترك باشد و بعد از طرف پروردگار و رب الارباب در این جا به او یك افاضه نوعیه بشود و او را خارج بكند از این جهت اشتراك و به صورت این شیء متمایز در بیاورد به این نحو.
البته این مطلبی كه بنده عرض میكنم با آن چه كه مرحوم آخوند میگویند یك كمی تفاوت دارد كه من الان همان آن چه را كه مورد نظرم هست عرض میكنم و وقتی كه این قضیه روشن شد بعدا آن چه را كه مرحوم آخوند در این جا بیان میكنند آن را به اصطلاح عرض میكنیم تا آن اختلاف مشخص بشود و اتفاقا در همین حواشی هم به این مسئله اشارهای نشده است.
