
جلسه ۶۸۲
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 29/11/1430
جلسه ۶۸۲
8آن خواسته نظر استقلالی دارد ایراد همین است عارف میگوید چوب كبریت را تو كوچك میدانی، ولی چون متدلی به آن مبدأ حق است دیگر كوچك و بزرگ ندارد بین چوب كبریت. چوب كبریت متدلی و متكی به او است و ظهور آن مبدأ است فیل چهارده تنی هم آن هم متدلی به آن مبدأ هستی و آن مبدأ وجود است هر دو یكی است منتهی حالا شما فرض بكنید كه این فیل را بردارید بخواهید بگذارید در اینجا بكشید چقدر باید از این كبریت بگذارید اوه تا كجا بایستی كه این برود هوا تا این كه به آن اندازه بخواهد بشود هر دو یكی است نه تنها چوب كبریت شما سر چوب كبریت را حتی نگاه بكنی سر آن هم همان است آن هم آیا میتوانید به او حكم به عدم بكنید؟ نمیتوانید! یك میلش هم باشد شما حكم به عدم نمیكنید باز آن را هم تقسیم بكنید حكم به عدم نمیكنی یك سر سوزن از این چوب كبریت هم حتی اگر داشته باشید حكم به عدم نمیتوانی بكنی در نزد عارف بین سر سوزن، یك كسی رفته بود گفت رفتیم دیدن یك بنده خدایی از همین اهل نمیدانم فلسفه و اینها در یك دهی و یك جایی و كوه و فلان از این بساط بود و ما رفتیم دیدن و بله حالا صرف نظر از آن حواشی و اینهایش این میگفت نشسته بودیم یكدفعه به ما گفت آقا نگاه كنید این كوه را كه میبینید كوه دماوند بود در مقابل این كوه عظمت خدا است نشانه خدا است نگاه كنید این كوه نشانه خدا است جان من اگر شما میخواهی نشانه خدا را ببینید چرا به كوه باید نگاه كنی یك سنگ هم برداری این هم نشانه خدا است یك سنگی كه برمیداری چه فرق میكند چون تو این نشانه بودن را نفهمیدی نشانه را در كوه دماوند میبینی نه، در این سنگ اگر باشد نیاز ندارد كه بگویی كه آقا این پنجره را باز كنید از پنجره نگاه كنید او را كه میبینید نشانه خدا است همه آسمانها نشانه خدا است.
