
جلسه ۶۸۲
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 29/11/1430
جلسه ۶۸۲
4این كه الان ظهور حق، حكم موجودٌ بر او میشود بخاطر ظهورات همان وجود و مبدأ اول است. آن مبدأ اول اگر ظهور نداشته باشد و ظهور واقعی هم نداشته باشد نه ظهور اعتباری، در خارج هم چیزی وجود ندارد مثل فرض بكنید كه سایه كه این سایه كه به تبع شمس، این ظلی كه به تبع شمس تحقق خارجی دارد، این وجود خارجی دارد و اگر وجود خارجی نداشت شما احساس تفاوت بین ظلّ و ذی ظل نمیكردید این احساس تفاوتی كه دارید بخاطر این كه دارید مشاهده میكنید فرق را، دارید میبینید و این فرق دیدن هم به خیال نیست كه بنشینید تصور كنید و بگویید كه حالا من این جوری تصور میكنم كه در این جا ظلی وجود ندارد نه. به تصور شما كاری ندارد نه، ظل هست چشمتان را ببنیدید سایه هست، چشمتان را هم باز كنید سایه هست، هیچ ارتباطی به چشم بستن و چشم بازكردن شما ندارد فقط چشم باز كردن باعث اطلاع شما میشود از این مسئله نه این كه باعث وجود او میشود یا ایجاد او، چشم باز كردن ما سایه را ایجاد نمیكند بلكه اطلاع بر وجود سایه دارد، دلیل بر این است كه خب همین حركت ذی ظل خودش موجب حركت خود ظل در اینجا خواهد شد ولی در عین حال كه ظل یك امر واقعی و حقیقی است و در كنار آن ذی ظل در اینجا نمود دارد و خود نشان میدهد در عین حال حقیقت او حقیقت ربطیه است حقیقت فقر محض است، دلیل بر این است كه وجود او قائم به وجود ذی ظل است، ذی ظل به آنجا برسد سایه هم برود آنجا، این جا بیاید میآید اینجا، آن جا برود میگردد، در هر نقطه جایش را عوض بكند او هم به تبع او عوض میكند لذا شما بدون اینكه به شخص نگاه كنید از حركتی كه سایه پیدا میكند میدانید این دارد كجا میرود سیر او را تشخیص میدهید این كه سیررا تشخیص میدهید ذی ظل را ندیدید و سایه را دارید میبینید اگر آن سایه امر عدمیبود پس چرا رفتن او را تشخیص دادید پس چرا آن حقیقت به اصطلاح ذهن شما از این مسئله رؤیت ذی ظل به آن مقصد او منتقل میشود چرا به جای دیگر منتقل نمیشود؟ پس معلوم است ظل یك امر حقیقی است ولی آیا ظل امر مستقل به ذات است یا این كه ظل معلول است وجنیه فانی در ذی ظل دارد؟
