اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 29/11/1430

نسخه عربی

جلسه ۶۸۲

3
  •  پیغمبر به این مطلب رسید یعنی این حیثیت برای او صورت فعلیه پیدا كرد و فقر برای او آن جنبه ذاتی ربطیه را نشان داد این حیثیت به این معنا است. نیست كه شی‌ای وجود ندارد و از باب وجود نداشتن در اینجا این مسئله حاصل شده یعنی فقر حاصل شده اگر این طور باشد خوب دیگر در این جا فخر دیگر معنا ندارد فخر تعلق گرفته است به حیثیت عدمی‌و عدم كه شی‌ای نیست كه یخبر ولایخبر به باشد، پس بنابراین آن چیزی كه هست و در عین هست نیست آن چیست؟ آن چیزی كه هست و در عین هست بودن حیثیت ربطیه دارد آن چیست؟ آن چیزی كه هست و در عین هست بودن جنبه اتكاء به مبدأداشتن آن چیست؟ آن همان عبارت است از تطّور در وجود، تطّور در ذات و تطوّر در آن حقیقت به اصطلاح شی جنبه خارجی وجود، در آن وجود كه آن جنبه حقیقی و ظهور حقیقی در او كه معنا ندارد فقر در آن جا باشد. ظهور حق، یك ظهوری است كه هم واقعی است.

  •  آن وجود خارجی ظهور است آن مظهریت ظهور است آن تبلور اضافه اشراقیه هست كه در آن جا رسول خدا از او تعبیر به فقر دارد اینی كه وجود حق، همه مربوط به حق است و این جدای از حق نیست این مسئله این كه فقر نیست این عین غنا است همان طوری كه ذات باری خودش غناء ذاتی دارد در وجود خود، همان طور ذات باری غنا دارد در ظهورات خود، مگر ظهورات، غیر از همان وجود باری است كه به شكل و صور مختلف تجلی پیدا كرده ما نمی‌توانیم خود نفس وجود باری را حمل موجودٌ بر او بكنیم و اوصاف وجود را بر او حمل كنیم و در عین حال ظهور او را یك امر عدمی‌بپنداریم و او را جدا كنیم و اگر جدا كنیم پس بنابراین دیگر چیزی باقی نمی‌ماند كه ما حكم موجود بر او بكنیم.