اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 29/11/1430

نسخه عربی

جلسه ۶۸۲

10
  •  تمام عالم وجود برای این است كه این حالت را ایجاد كنند تمام این گردش كرات و آمدن رسل و انبیاء و فلان برای این است برای این كه به این جا برسیم كاه و طلا برایش فرق ن‌كند تا طلا را می‌بیند یكدفعه چشمات كه این جوری است این جوری می‌شود دو سانت از بالا و پایین اضافه می‌شود ولی وقتی كاه را می‌بینی هیچی، خری نیست این را بخورد گوسفندی، خری، گاوی اینها فرض كنید كه این نگاه می‌كند و می‌رود نیست آنی كه چشمها آن جوری می‌شود و این جوری می‌شود این پنجاه سال راست یكدفعه، خدا بیامرزد این مرحوم میرخانی استاد خط، سید حسین میرخانی داشتیم می‌رفتیم پیش او خط یاد می‌گرفتیم هیچی هم یاد نگرفتیم بعد یك روز نشسته بودیم در همان دارالكتابه نه آن جایی كه چیز است خیابان سعدی .. یك دارالكتابه داشت بقیه هم هنرمندان و خطاطها هم می‌آمدند پیشش همین كسانی كه خوب الان هستندو خیلی معروف امیرخانیها و اینها می‌آمدند آن جا می‌نشستند و بساطی بود خلاصه بعد یك روز راجع به پختگی خط داشت برای ما و می‌نشست همه چیز در مجلس بود اخلاق بود و فلان بود و هیچی ما می‌رفتیم نیم ساعت مشقمان را بگیریم بیاییم یكدفعه صبح تا ظهر ما را نگه می‌داشت یك صبح تا ظهر ما را نگه می‌داشت ساعت هشت تا دوازده بعد یكدفعه صحبت می‌كرد راجع به پختگی خط و این چیزها انسان باید خیلی فرق بكند بله در نیاید شعرهای مثنوی هم می‌خواند حال پخته هیچ خام بعد می‌گفت كه یك چیزی به شما بگویم آقا ماهم كوچك بودیم دیگر مثلا می‌خواست ارشاد كند ما را، نوزده سالم بود بیست سالم بود در این حدودها كه آن هم بله خودش پیرمردی بود و اینها صفایی داشت بالاخره اینها صفایی داشتند برای خودشان، اسم امام حسین كه می‌آمد همین طور اشك از چشمهایش می‌آمد ایشان كراوات می‌زد، ریشش را می‌زد، آن برادرش نه، آن سید حسن، ریش داشت و ... این بنده خدا این طوری بود ولیكن یك صفای خاصی داشت و در تعلیم خط این از او استادتر بود خطهایشان تقریباً مثل هم بود.