
جلسه ۶۸۲
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 29/11/1430
جلسه ۶۸۲
2ولی ما میبینیم نه این ماده همین كه صورت فعلیه دارد خود آن صورت فعلیه دلالت بر حقیقت ابهام و استعداد و تجرد محض او دارد برای رسیدن به آن صور، همین برای او فعلیت دارد. فعلیت داشتن به معنای تحقق خارجی نه حیثیت انتزاعی چون اگر حیثیت انتزاعی باشد خوب تسلسل لازم میآید. ولی این هیئت حیثیت فعلیه كه همان حیثیت ربطی مثل حیثیت ربطیه انسان است با مبدأ اعلا، كه از او به فقر ماهوی تعبیر میشود آن هم همین طور است. یعنی اگر فرض بكنید كه در ذات خلائق شما نگاه بكنید، تمام این وجودات خلایق را همه وجودات ربطی میدانید كه این وجودات ربطی فاقد حیثیت استقلالیه هستند و همان حیثیت ربطیه آنها عبارت اخرای فقر آنها است، یعنی فقر ذاتی به آن مبدأ اعلا، آن فقر ذاتی برای آنها فعلیت دارد الهی كفی بی عزاً ان أكون لك عبدا1 این كفایت عزّ این است كه برای تو عبد باشیم و یا اینكه در همان چیز كه دارد كه الفقر فخری كه همین اهل ذوق و معنا هم همان فقر و فرقه فقر را از اینجا گرفتند كه حالت تصوف و درویشی، همان جنبه فقریت آنها است و نیاز و احتیاج آنها است اگر راست بگویند و الا در همین بساط هم خوب كلك و دكان و اینها هست این حیثیت فقر كه پیغمبر میفرماید فخری، این حیثیت فعلیه است، فقر به معنای حیثیت ابهام و حیثیت اعتبار در اینجا نیست این فقری را كه ما در اینجا قائل هستیم جهت اعتباری دارد خودمان از خدا هم غنی تر میدانیم و مستغنی اگر مستغنی میدانستیم كه این جوری نبود كه حیثیت فقریهای كه رسول خدا میفرماید فخری آن حیثیت، حیثیت فعلیه است یعنی فقر برای رسول خدا جنبه فعلی دارد گرچه جنبه فعلی واقعی دارد ولی جنبه فعلی ادراكی و شهودی آن مسئله است و الا يا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَي الله وَ الله هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ2 این به حیثیت واقعیه ربطیه انسان برمیگردد ولی آیا این حیثیت واقعیه برای انسان مُدَرك شده یا نشده؟ دم شتر به زمین میرسد تا آدم بخواهد به این مطلب برسد!
- بحارالانوار ج ٩١ باب ٣٢ ادعية المناجاى
- سوره ٣٥ فاطر آيه ١٥
