اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مبانی فلسفی اخذ جنس از ماده و صورت

تحلیل دیدگاه حکمت مشاء و نقد آن در انتزاع مفاهیم

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی یکی از مباحث دقیق فلسفه مشاء یعنی کیفیت انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت می‌پردازند. بحث با تبیین دیدگاه مشهور در فلسفه آغاز می‌شود که جنس را به دلیل ابهام و استعداد محضِ ماده، از آن انتزاع می‌کند، درحالی‌که صورت به دلیل دارا بودن تشخص خارجی، منشأ انتزاع فصل قرار می‌گیرد. در ادامه، استاد با به چالش کشیدن این مبنا، به بررسی این نکته می‌پردازند که آیا ماده و صورت، هر دو دارای حقیقت وجودی مستقل هستند یا خیر و آیا می‌توان برای مفاهیم کلی، منشأ خارجی واحدی در نظر گرفت. این جلسه با تأکید بر لزوم تفکیک دقیق میان وجود و ماهیت و نقد برخی برداشت‌های نادرست از مفاهیم فلسفی، به تبیین دقیق جایگاه ماده و صورت در نظام هستی می‌پردازد و در نهایت، با اشاره به ضرورت رعایت حدود و ثغور در مباحث اعتقادی و جایگاه رفیع امامت، بحث را به پایان می‌رسانند.

مبانی فلسفی اخذ جنس از ماده و صورت

1
  • درس ششصد و هشتاد و یکم

  • کیفیت اخذ جنس از ماده و فصل از صورت بنابر حکمت مشاء (1)

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم

  • در بحث گذشته مرحوم آخوند نسبت به این مطلب قضیه را به این نحو تمام کردند که بنابر حکمت مشاء جنس را از ماده و فصل را از صورت مى‌گیرند. اعتراضى که بر این مسئله وارد شده این است که جنس در تحت انتزاع از ماده همان‌طورى‌که خود ماده داراى یک حقیقت جوهریه است، صورت هم داراى حقیقت جوهریه است و آن حقیقت جوهریه در هردو یکى است، جوهر به‌عنوان جنس عالى در هردو یکى است منتها به‌واسطۀ آن فصلى که به او تعلق مى‌گیرد باعث مى‌شود که یکى از این دو حقیقت به حقیقت مشترکه تعیّن پیدا کند و آن دیگرى به حقیقت ممیزه تحقق پیدا کند. پس چرا باید جنس از ماده اخذ بشود و انتزاع از صورت نمی‌شود؟! ایشان پاسخ این را دادند و چون بحث این جلسه مترتب بر این مطلب است لذا این را مقدمتاً به‌عنوان تقریب ذهن عرض می‌کنم.

  • کلام مرحوم آخوند در علت اخذ جنس از ماده

  • فانى بودن جوهریت ماده در استعداد و قابلیت

  • پاسخى که ایشان در این مسئله بنابر آن مسئلۀ حکمت مشاء دادند پاسخ صحیحى است که گرچه ماده و صورت هردو داراى جوهر هستند و در جوهریتشان تفاوتى نمى‌کنند چون جنبۀ اشتراک در هردو یکى است ولى صحبت در این است که از آنجایى که جوهریت یکى از این دو باید در آن فصل فانى بشود، جوهریت ماده فانى در استعداد و قابلیت است و استعداد و قابلیت چیزى نیست که بخواهد به‌عنوان یک حقیقت خارجیۀ مشارٌ إلیها قرار بگیرد بلکه یک حقیقت مبهمه‌اى است گرچه تحقق دارد ولى تحقق او ابهام است و لذا جنس را از ماده مى‌گیریم! گرچه در اینجا خود صورت هم داراى جوهر است و در جوهریت مثل ماده است ولى آن جوهریت در صورت از آنجایى که باز باید فانى در آن فصل باشد، فصلِ براى این جوهریت در اینجا عبارت از تعیّن و تشخص خارجى است و چیز معلوم است و وقتى که چیز معلومى بود دیگر قابل سرایت بر اشیاء دیگر نیست. اگر شما صدتا کتاب مثل وسایل الشیعه در اینجا بگذارید، هرکدام از اینها تشخص خاصّ خودش را دارد. بله، در یک معناى مشترک و مفاهیم مشترک شریک هستند اما در تشخص خارجى، این وسائل الشیعه اختصاص به همین دارد و اگر یکى دیگر کنارش باشد آن‌هم باز اختصاص به او دارد و از این نظر تفاوت ندارد. لذا ما در اینجا این جنبۀ امتیاز را سعه مى‌دهیم و دیگر اسم او را جنس نمى‌گذاریم بلکه اسم او را فصل مى‌گذاریم، اسم آن مابه‌الاِشتراک بین اینها را جنس مى‌گذاریم. این مطلبى بود که ایشان فرمودند و مسئله مسئلۀ صحیحى است.