اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة نظریه استاد: ما به الإشتراک مفهومی است نه خارجی. ماده موجوده در اشیاء مختلف مشترک آنها نیست واقعا 28/11/1430

نسخه عربی

جلسه ۶۸۱

1
  • اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  •  در بحث‌های گذشته مرحوم آخوند قضیه را بدین نحو تمام كردند كه بنابر حكمت مشاء كه حقیقت جواهر در آن جنس را از ماده می‌گیرند و فصل را از صورت ولی اعتراضی بر این مسئله وارد شده است كه همان طوری كه جنس در تحت انتزاع از ماده است و همان طوری كه خود ماده دارای حقیقت جنسیه و دارای یك حقیقت جوهریه هست، صورت هم دارای حقیقت جوهریه است و آن حقیقت جوهریه در هر دو یكی است جوهر در هر دو یكی است به عنوان جنس عالی و منتهی خوب به واسطه آن فصلی كه به او تعلق می‌گیرد باعث می‌شود كه یكی از این دو حقیقت به حقیقت مشتركه تعین پیدا كند و آن دیگری به حقیقت متمایزه ممیزه تحقق پیدا كند پس چرا باید جنس از ماده اخذ بشود و انتزاع از صورت نشود؟

  •  پاسخش را ایشان دادند، چون بحث امروز مترتب بر این مطلب است لذا این را مقدمتا به عنوان تقریب ذهن عرض كنم. در این مسئله پاسخی كه ایشان دادند پاسخ صحیحی هم هست بنابر آن مسئله حكمت مشاء، كه گرچه ماده و صورت هر دو دارای جوهر هستند و در جوهریتشان تفاوتی نمی‌كند چون جنبه اشتراك در هر دو یكی است ولی صحبت در این است كه جوهریت یكی از این دو از آن جایی كه باید فانی بشود در آن فصل، جوهریت ماده فانی در استعداد و قابلیت است و استعداد و قابلیت چیزی نیست كه بخواهد به عنوان یك حقیقت خارجیه مشارٌ الیها قرار بگیرد. یك حقیقت به اصطلاح مبهمه‌ای است گرچه تحقق دارد ولی تحقق او ابهام است و لذا جنس را ما از ماده می‌گیریم، گرچه در اینجا خود صورت هم دارای جوهر است و در جوهریت مثل ماده است ولی آن جوهریت در صورت از همان جایی كه باز باید فانی در آن فصل باشد فصل برای این جوهریت در اینجا عبارت است از تعین و تشخص خارجی كه معلوم است. وقتی كه چیز معلومی بود دیگر این قابل سرایت بر اشیاء دیگر نیست اگر شما صد تا كتاب مثل وسایل الشیعه در اینجا بگذارید هر كدام از اینها تشخّصِ خاص خودش را دارد. بله در یك معنای مشترك و مفاهیم مشترك شریك هستند اما در تشخص خارجی این وسایل‌الشیعه اختصاص به همین دارد اگر یكی دیگر كنارش باشد آن هم باز اختصاص به او دارد و از این نظر تفاوت ندارد. لذا ما در این جا می‌آییم این جنبه امتیاز را باز سعه می‌دهیم و دیگر اسم او را جنس نمی‌گذاریم اسم او را فصل می‌گذاریم آن مابه الاشتراك بین اینها را ما اسمش را می‌گذاریم.