اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مبانی فلسفی اخذ جنس از ماده و صورت

تحلیل دیدگاه حکمت مشاء و نقد آن در انتزاع مفاهیم

14٬122
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی یکی از مباحث دقیق فلسفه مشاء یعنی کیفیت انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت می‌پردازند. بحث با تبیین دیدگاه مشهور در فلسفه آغاز می‌شود که جنس را به دلیل ابهام و استعداد محضِ ماده، از آن انتزاع می‌کند، درحالی‌که صورت به دلیل دارا بودن تشخص خارجی، منشأ انتزاع فصل قرار می‌گیرد. در ادامه، استاد با به چالش کشیدن این مبنا، به بررسی این نکته می‌پردازند که آیا ماده و صورت، هر دو دارای حقیقت وجودی مستقل هستند یا خیر و آیا می‌توان برای مفاهیم کلی، منشأ خارجی واحدی در نظر گرفت. این جلسه با تأکید بر لزوم تفکیک دقیق میان وجود و ماهیت و نقد برخی برداشت‌های نادرست از مفاهیم فلسفی، به تبیین دقیق جایگاه ماده و صورت در نظام هستی می‌پردازد و در نهایت، با اشاره به ضرورت رعایت حدود و ثغور در مباحث اعتقادی و جایگاه رفیع امامت، بحث را به پایان می‌رسانند.

مبانی فلسفی اخذ جنس از ماده و صورت

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی یکی از مباحث دقیق فلسفه مشاء یعنی کیفیت انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت می‌پردازند. بحث با تبیین دیدگاه مشهور در فلسفه آغاز می‌شود که جنس را به دلیل ابهام و استعداد محضِ ماده، از آن انتزاع می‌کند، درحالی‌که صورت به دلیل دارا بودن تشخص خارجی، منشأ انتزاع فصل قرار می‌گیرد. در ادامه، استاد با به چالش کشیدن این مبنا، به بررسی این نکته می‌پردازند که آیا ماده و صورت، هر دو دارای حقیقت وجودی مستقل هستند یا خیر و آیا می‌توان برای مفاهیم کلی، منشأ خارجی واحدی در نظر گرفت. این جلسه با تأکید بر لزوم تفکیک دقیق میان وجود و ماهیت و نقد برخی برداشت‌های نادرست از مفاهیم فلسفی، به تبیین دقیق جایگاه ماده و صورت در نظام هستی می‌پردازد و در نهایت، با اشاره به ضرورت رعایت حدود و ثغور در مباحث اعتقادی و جایگاه رفیع امامت، بحث را به پایان می‌رسانند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

مبانی فلسفی اخذ جنس از ماده و صورت

16
  • تلمیذ: راجع به مسائل توحیدی [در روایات] امام رضا علیه‌السّلام که زیاد هم هست چیزی مرقوم نفرمودند. در مورد روایات امام صادق علیه‌السّلام در مجلدات شانزده و هفده و هجده [مطالبی مرقوم فرمودند].

  • استاد: بله. اگر بخواهند بگویند، راجع به هر امامی باید بگویند! امام سجاد یک خصوصیاتی داشت و امام رضا علیهما‌السّلام هم همین‌طور.

  • تلمیذ: آن بحث صحیفۀ امام سجاد را در جلد سیزدهم آورده‌اند.

  • تلمیذ: بحث، بحث کتابت است.

  • استاد: اصلاً ایشان جلد هجدهم امام شناسی را فقط برای امام زمان علیه‌السّلام نوشتند! منتها نه در مصداقیت امام زمان، به‌طورکلی نوشتند ولی مربوط به جریان فعلی است! مظلومیت امام زمان به این می‌گویند که مایِ شیعۀ امام زمان به‌اندازۀ یک جو نسبت به امام غیرت نداریم! اگر همین قضیه برای یکی از فامیل‌های ما؛ پدر ما و یا کسی دیگر اتفاق می‌افتاد، آن‌طور که سینه چاک می‌زدیم و شکم می‌دریدیم که هر رَطب و یابسی را به‌هم ببافیم، آیا به اندازه یک جو غیرت نشان دادیم که حداقل کمی در اسم امام آوردن احتیاط کنیم؟! آیا واجب است که [به شخص امام] بگوییم؟ حالا فرض می‌کنیم که او امام همۀ دنیا هم شد! آیا واجب هم هست [به او امام بگوییم]؟! [بگوییم:] خدا آیةالله خویی را رحمت کند! خدا آیةالله خمینی را رحمت کند! خدا آیةالله شاهرودی را رحمت کند! بالأخره اینجا جای مسئله و سؤال است! با این وضعی که داریم مشاهده می‌کنیم که هر رطب و یابسی بافته می‌شود تااینکه یک موقعیت کاذبی تثبیت شود! ـ حالا دیگر نیازی به گفتن ندارد ـ از هر نحوه، از هر شکل، از هر لباس و مرتبۀ علمی استفاده می‌شود که یک مسئلۀ کذبی ثابت بشود! ما به‌اندازۀ سر سوزن نسبت به امام زمان خودمان غیرت داشتیم؟! آن‌وقت ما شیعۀ امام زمان هستیم؟!

  • پدر ما یک ساعت و نیم با یک نفر ـ همه او را می‌شناسید ـ در مشهد صحبت و بحث می‌کند که گفتن امام به غیر امام معصوم الآن در شرایط فعلی اشکال دارد و حرام است! بنده صریحاً می‌گویم که حرام است. طرف استدلال می‌کند و بالا و پایین می‌رود و همۀ این کارها را می‌کند و دیگر حرف نمی‌زند! [ببینید که] درد پدر ما چه بود! آن‌وقت امام زمان ما مظلوم نیست؟! فردای آن روز همین آقا در نماز جمعۀ مشهد قبل از خطبه‌ها صحبت می‌کند و شش دفعه یا ده دفعه «امام» می‌گوید! پدر ما هم نشسته و حاضر بودند! می‌خواهم این را بگویم که این نشان می‌دهد که این آدم به‌اندازۀ یک جو به امام زمان اعتقاد ندارد! [این کار] یعنی چه؟! تو که دیروز یک ساعت و نیم صحبت کردی، لال که نبودی عزیز من! حرف زدی و بحث کردی و نتوانستی جواب بدهی! بنده خودم آنجا بودم. اقلاً این‌قدر امام زمانت ارزش نداشت که احتیاط کنی؟! حالا نمی‌گویم که حرف پدر من را قبول کنی؛ یعنی حتی جای احتیاط هم نبود؟! ارادت ما به امام خودمان این است؟! شیعه این است؟! همۀ اینها به نفس و نفسانیات و چسبیدن به یک مبانی تخیّلی برمی‌گردد! آدم خیال می‌کند که اگر این را ازدست بدهد، [چطور می‌شود]! هزار کرۀ زمین، ـ نه یک نفر و دو نفر ـ سماء، کهکشان، جبرئیل و تمام ملائکه فدای سر یک موی امام زمان! این حرف‌ها چیست؟! اینکه حالا یک نفر طوری می‌شود [مهم نیست]! برو بابا من چیز دیگری می‌گویم، می‌گویم که تمام زمین و آسمان و ملائکه فدای یک موی امام زمان! تازه آن‌هم زیاد است! یک مو هم برای همۀ اینها زیاد است! حالا برای اینکه به آنجا برنخورد ما از اصول خودمان دست برداریم و اقلاً احتیاط هم نکنیم! اقلاً احتیاط کنیم! چه اشکالی دارد که بگوییم: حضرت آیةالله خمینی؟! اشکالی ندارد، به جایی برنمی‌خورد، ثواب بیشتری هم می‌دهند! حضرت آیةالله خویی، حضرت آیةالله خمینی، مرحوم آیةالله حلّی یا علامه حلّی و مرحوم شیخ انصاری، شما حتماً باید به شیخ انصاری بگویید: امام شیخ انصاری؟! امام نمی‌گوییم. می‌گوییم: مرحوم شیخ، این‌همه مرحوم شیخ می‌گوییم به جایی برخورده است؟! اینکه می‌گوییم: علامه حلی، به او برمی‌خورد؟! نه. کسی به علامه طباطبائی امام نمی‌گفت، امام طباطبائی! درحالی‌که ایشان خیلی سوادشان بالاتر از این حرف‌ها بود! می‌گوییم: علامه طباطبائی و مرحوم علامه طهرانی. همۀ اینها اسامی هستند که ما مجاز هستیم اینها را بگوییم و اشکال هم ندارد. چرا باید به حدود امام تجاوز کنیم؟! چرا باید به حریم امام تجاوز کنیم؟! چه چیزی به ما می‌دهند؟! به خدا همان گرزها بابای ما را در قبر درمی‌آورند حالا ببینید! اگر کسی چشم داشت، می‌دید که چه چیزهایی واقع شده و واقع خواهد شد! چرا [این کار را انجام بدهیم]؟! آن‌وقت همین‌طور خودمان بدبخت دنیا و آخرت بشویم و بعد هم مسائل که الحمدلله یک‌مقداری از آن رو شد! و بعد هم یک خلقی را [گمراه کنیم] و تمام این مسئولیت‌ها را بپذیریم!

/ 222