
جلسه ۶۸۱
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة نظریه استاد: ما به الإشتراک مفهومی است نه خارجی. ماده موجوده در اشیاء مختلف مشترک آنها نیست واقعا 28/11/1430
جلسه ۶۸۱
3یكدفعه فكر میكند هان راست میگوید این جناب عقل اگر وجود داشته باشد این خیلی چیزها میفهمد اگر نداشته باشد خوب هیچی، فاتحه! و الا احساس این هست كه این یك چیز دیگری اینجا هست و دارد خودش را به این صورت نشان میدهد مثل اینكه دستگاه پنهانی كه فرض كنید كه فلان كار را به كند انگلكش میكنند و پشت قضیه هستند و یواشكی خودش را قایم كرده، آن كه خودش را قایم كرده شما او را نمیبینید فقط ظهور او را میبینید و حقیقت او را الان به این كیفیت مشاهده میكنید و آن عبارت است از یك امر مشترك كه امر مبهمیاست گرچه همان در این جا باز قابل سرایت به افراد دیگر نیست چون بحث بحث نزول خارجی است نه یك امر مفهومی، صحبت وجودِ خارج است یعنی در وجود خارج آن چیزی كه در این جا پنهان است باز او قابل سرایت به اشیاء دیگر هست معنا دارد كه ما بگوییم كه فرض كنید كه این مادهای كه الان در این كتاب هست و به این صورت درآمده آن ماده قابل اشتراك برای آن مناره است نه بابا این دو تا با هم هیچ ارتباطی به همدیگر ندارند ولی از نظر انتزاع یك مفهوم مشتركی كه ما در محاوره به آن نیاز داریم و در تشخیص اشیاء به او نیاز داریم میبینیم با نظایر خودش یكی است یعنی آن چه كه در این الان به این صورت درآمده با نظیرش كه در این است شبیه هم هستند و با نظیرش كه حتی در آن است شبیه هم هستند ولی اینها در صورت خارجی با همدیگر شبیه نیستند. الان هر كدام یك شكل و قیافهای و یك خصوصیاتی دیگر دارد ولی میبینیم آن ماده مشترك شبیه هم هستند.
لذا برای یك مفهوم انتزاعی جنس، ما سراغ آن جنبه اشتراكی میرویم كه میتوانیم از آن معنای عام را انتزاع كنیم این مطلبی را كه خدمتتان عرض كردم این مسئله را در این قضیه اخیر آمدم انداختم در یك پله دیگر و در یك افق دیگر قرار دادم. آن چه كه الان در فلسفه مشاء مورد بحث است این است كه ماده یك حقیقتی است كه قابل اشتراك در همه است ولی من مطلب را تا الان به این جا رساندم كه ماده هم حتی قابل اشتراك نیست! ماده هم اختصاص به یك موضوع خاص خودش را دارد! بله انسان بخواهد یك معنای اشتراكی را انتزاع كند این صحیح است این مطلب مرحوم آخوند صحیح است كه سراغ آن صورت نمیتواند برود چون صورت همان تشخص خارجی است بلكه برای رسیدن به آن جنس باید سراغ یك مفهومی و حقیقتی رفت كه آن حقیقت فانی است فانی در همان معنای استعدادی و ابهام خودش است یعنی شما نمیتوانید آن ماده را در غیر از این كتاب و آن هم جداگانه رویش دست بگذارید چون اگر روی هر چی دست بگذارید صورت است شما فرض كنید كه این كتاب هم از بین برود تبدیل به خاك هم بشود باز روی آن دست بگذارید این صورت است، هر كاری بخواهید بكنید امكان ندارد بتوانید یك صورتی را از این محو كنید در حالی كه در تمام اینها آن ماده هست آن ماده وجود و سیلان دارد خوب صحبت ما به مطالب مشاء این است یعنی از این جا دیگر میخواهیم وارد بشویم به بحث جدیدی كه در صدد بیانش هستیم و فردا انشاءالله گفته خواهد شد.
