
جلسه ۶۸۱
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة نظریه استاد: ما به الإشتراک مفهومی است نه خارجی. ماده موجوده در اشیاء مختلف مشترک آنها نیست واقعا 28/11/1430
جلسه ۶۸۱
8به قول جناب مغربی كه وجود من از تو است و ظهور تو به من، ظهور تو به من است یعنی اگر تو تنازل پیدا نمیكردی با اسماءت همان الله بودی، همان الله در مقام صرافتت بودی در مقام هوهویت خودت، غیر مشخص بودی غیر مشخص یعنی برای ما، در مقام صرافت خودت تو متمكن بودی این كه الان جنبه خالقیت پیدا كردی این كه الان جنبه رازقیت پیدا كردی این كه الان جنبه مفیض پیدا كردی به خاطر این كه تنازل كردی. اگر تنازل نكرده بودی كه چه كسی را میخواستی خلق كنی؟! خودت كه بودی وقتی كه تو خودت هستی خالقیت معنا ندارد وقتی كه تو خودت بودی در آن صرافت، دیگر رازقیت معنا ندارد! وقتی كه خودت در آن مقام بودی دیگر ربّ بودن ... رب كی هست؟! رب یعنی خودت را تربیت میكنی!! این معنا ندارد پس این رب بودن، این خلق، این جنبههای اسماء و صفاتی و مقام فعلی اینها باید یك ظهور خارجی پیدا بكند یا نه؟! بسیار خوب باید پیدا بكند آن ظهور خارجی میشود صورتش، از باب تشبیه دارم میگویم آن ظهور خارجی میشود صورت آن اصل و حقیقتش میشود ماده آن مادهای كه به این صورت خارجی البته خود آن ماده مادهای است كه دیگر در آن ابهام نیست. در وجود باری دیگر ابهام نیست چون در وجود ابهام نیست پس از این نظر قابل تقریر است مسئله نسبت به اشیاء خارجی باید این طور مطرح كرد به جناب مرحوم آخوند كه: در همه اشیاء خارجی آن چه شما میفرمایید كه یا استعداد و ابهام محضه است قبول داریم و در این مسئله هم شكی نیست. ولی بالاخره یك چیزی هست كه استعداد محض است گرچه من نمیتوانم آن چیز را در دست بگیرم گرچه نمیتوانم ببینیم ولی بالاخره هست یا نه؟ اگر نباشد شما میفرمایید كه یك امر معدوم آن دارای استعداد محض است، استعداد به امر عدم تعلق میگیرد! آیا استعداد قابلیت به امر عدم یعنی به یك مفهوم عدمیتعقل میگیرد؟! بحث ما بحث مفهومی نیست بحث ما بحث تشخص خارجی است بحث عالم خارج است، بحث تعین، بحث وجود است بحث مفهوم در وجود بحث نمیكند وجود خارجی و موجود خارجی مبهم آن آن وجود خارجی مبهم آیا آن یك امر وحدانی متفرد بالذات است یا یك امر مشترك است؟ نه آن یك امر وحدانی ...
