
جلسه ۶۸۱
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة نظریه استاد: ما به الإشتراک مفهومی است نه خارجی. ماده موجوده در اشیاء مختلف مشترک آنها نیست واقعا 28/11/1430
جلسه ۶۸۱
7تلمیذ: از قائلین شیئیت شئ بصورته لا بمادته نبودید؟
استاد: نخیر من اتفاقا میخواهم اثبات كنم. منتهی میخواهم بگویم در اینجا دو شی است آن شیئت الشی بصورته لا بماده نفی ماده را نمیكند بلكه ماده را فانی در آن صورت میكند نه اینكه بگوید ماده معدوم است. ببینید دو مطلب است یك وقت ما حكم عدم میكنیم، خودمان را كه دیگر نمیتوانیم گول بزنیم یا یك امری هست یا نیست از این دو تا خارج نیست ما شق ثالث كه نداریم یا امرٌ موجودٌ خب مبهم اشكال ندارد مبهم غیر متمیزٌ فلان نسبت به این حرفها ما مشكل نداریم حتی بالاتر از وجود هم شما مگر سراغ دارید خود اصل وجود، اصل وجود باری مگر شما از او متشخصتر و متیعنتر سراغ دارید؟! آن اصل وجود تا در مقام ظهور نیاید شما به این نمیتوانید بگویید زید. حالا ما میگوییم كه ماده آن ماده مبهمه است، دیگر وجود باری كه وجود بالصرافه است و لا میز و لا حدّو لا رسم و لا كیف و ... شما همه اینها را به او متصف میكنید از این وجود باری كی میتوانید زیدیت را انتزاع كنید؟ وقتی كه زیدی باشد اگر زیدی نباشد شما به باری میتوانید بگویید زیدٌ میتوانید بگوید عمروٌ.
تلمیذ: در عالم اسماء است
استاد: خیلی خوب احسنت بسیار خوب، ما هم همین را میگوییم میگوییم پس باید این وجود باری یك شكلی به خودش نشان بدهد اگر شكلی به خودش نشان ندهد شما نه زیدی اینجا دارید نه عمرو و ... متحد بودیم یك گوهر همه، بی سر و پا ... این شیای كه الان میخواهد به خودش نشان بدهد چرا این شی از اول نبود چرا شما از اول به باری زید نگفتید یك باری هم بود زیداست خدا زید است خدا عمر است خدا خالد است خدا فلان است چرا نمیتوانید بگویید؟! چون ظهور پیدا نكرده است باید ظهور پیدا كنند بله این ظهورش به واسطه اسماء است به واسطه صفات است به واسطه اراده و مشیت و علم عنایی هست ولی بالاخره باید ظهور پیدا كند.
