اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة نظریه استاد: ما به الإشتراک مفهومی است نه خارجی. ماده موجوده در اشیاء مختلف مشترک آنها نیست واقعا 28/11/1430

نسخه عربی

جلسه ۶۸۱

6
  •  تلمیذ: منافات با وحدت وجود ندارد؟

  •  استاد: نه بحث وحدت وجود اصلا یك بحث دیگر است فعلا بحث در حكمت مشاء است. حكمت مشاء قائل به اتحاد جنس یعنی بر همان ذاتی باب ایساغوجی و جنس را از ماده می‌گیرند و بر اساس آن می‌آیند انتزاع جنس می‌كنند و اشكالی را كه مرحوم آخوند در اینجا دارند مطرح می‌كنند بر آن اساس دارند حل می‌كنند.

  •  سوال بنده این است در این جا شما كه می‌فرمایید كه باید جنس را از ماده گرفت بسیار خوب ما حرفی نداریم بالاخره ماده از نقطه نظر ابهامش فرق می‌كند با فصل، فصل ابهام ندارد صورت ندارد بفرما آقا این كه قرمز است و صفحاتش مشخص و معلوم، چیست؟ حقیقت نوعیه و فصلیه‌اش در اینجا مشخص است این هم همین طور این هم همین طور الان بنده تشنه فرض كنید آبی كه در اینجا هست می‌خورم ولی این كتاب را نمی‌توانم بخورم بگویم چون حقیقتشان واحد است! به جای آب كتاب را می‌خورم آقا مگر تو بزی كه فرض كنید كه بیای حالا چون بزها كاغذ می‌خورند چی می‌خورند نه آقا بنده بز نیستم ای كاش بز بودیم ولی ما بالاخره تا وقتی كه در این صورت نوعیه هستیم فعلا عرض می‌شود حضورتان كه كاه و یونجه مال دیگران است این كتاب را می‌خوانیم نه اینكه می‌خوریم این كتاب خوردنی نیست این صورت و این صورت خارجیه‌ای كه الان در این جا شما مشاهده می‌كنید این صورت خارجیه همان است كه اگر نبود شما كتابی در مقابل خودتان نمی‌دیدید درست شد حالا عرض ما این است كه این صورت خارجی از اول خلقت عالم نبوده ولی كی پیدا شده فرض كنید این كتاب را كی چاپ كردند و نمی‌دانم كاغذش در آمده ده سال پیش فوقش حالا بیست سال پیش این قبل از این كه صورت خارجی را پیدا كند كجا بود الان من دارم می‌بینم آنی كه تبدیل شده به این آن چیست كه تبدیل به این شده آن یك هیولای مبهمه همان به اصطلاح ماده الموادی بوده هیولای مبهمه‌ای بوده یه امر مبهمی‌بوده یك قابلیتی بوده یعنی قابلیت نه قابلیت در عالم تخیل یك شی‌ای بود كه حتی قابلیت صورت او بوده صورت نوعی لذا مرحوم آخوند می‌فرمایند حتی ماده هم صورت دارد حتی ماده هم جنس و فصل دارد اینی كه ماده جنس و فصل دارد یعنی امر خارجی است نه اینكه فقط امر ذهنی و تخیلی است منتهی ما از آن امر ذهنی خارجی چون می‌بینیم كه آن امر ذهنی خارجی استعداد محض است و قابلیت محضه است ما یك معنای جنسی را انتزاع می‌كنیم ببنید این استعداد و قابلیت محضه همانی است كه در آن این خصوصیات به اصطلاح در آن یكی هم هست این استعداد و قابلیت محضه در این شیء دیگر هم كه می‌بینید هست درحالتی كه این استعداد و قابلیت محضه در این كه الان در مقابل ما هست نیست. همین