
فنای جوهریت انسان در صورتهای اخلاقی
تحلیل نسبت میان اختیار، فطرت و سقوط در شقاوت
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از مباحث دقیق فلسفی و اخلاقی پیرامون کیفیت انتزاع جنس از ماده و صورت میپردازند. ایشان با پیوند زدن این بحث حکمی به مسائل تربیتی، توضیح میدهند که چگونه جوهریت و حقیقت انسانیت انسان، در صورتهای عارض بر او فانی میشود. این فناء در مراتب مختلف، منجر به شکلگیری شخصیتهای گوناگون میگردد؛ بهگونهای که انسان با اختیار خود، یا به سوی نورانیت و فطرت حرکت میکند و یا با غرق شدن در رذایل و تکالب بر دنیا، جوهر انسانیت خود را در صورت شقاوت فانی میسازد. در ادامه، استاد با نقد برخی رویکردهای سطحی در مواجهه با معارف الهی و ضرورت رجوع به اعلم در مسائل دینی، بر اهمیت بصیرت و لزوم حفظ شأن و جایگاه معارف اهلبیت علیهمالسلام تأکید میورزند و در پایان، با تحلیل واقعه خندق، معنای حقیقی افضلیت ضربت امیرالمؤمنین را در پرتو اتصال سرّی ایشان به عالم ربوبی تبیین میکنند.
فنای جوهریت انسان در صورتهای اخلاقی
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از مباحث دقیق فلسفی و اخلاقی پیرامون کیفیت انتزاع جنس از ماده و صورت میپردازند. ایشان با پیوند زدن این بحث حکمی به مسائل تربیتی، توضیح میدهند که چگونه جوهریت و حقیقت انسانیت انسان، در صورتهای عارض بر او فانی میشود. این فناء در مراتب مختلف، منجر به شکلگیری شخصیتهای گوناگون میگردد؛ بهگونهای که انسان با اختیار خود، یا به سوی نورانیت و فطرت حرکت میکند و یا با غرق شدن در رذایل و تکالب بر دنیا، جوهر انسانیت خود را در صورت شقاوت فانی میسازد. در ادامه، استاد با نقد برخی رویکردهای سطحی در مواجهه با معارف الهی و ضرورت رجوع به اعلم در مسائل دینی، بر اهمیت بصیرت و لزوم حفظ شأن و جایگاه معارف اهلبیت علیهمالسلام تأکید میورزند و در پایان، با تحلیل واقعه خندق، معنای حقیقی افضلیت ضربت امیرالمؤمنین را در پرتو اتصال سرّی ایشان به عالم ربوبی تبیین میکنند.
فنای جوهریت انسان در صورتهای اخلاقی
16تلمیذ: این قیاس مع الفارق است.
استاد: آقا صبر بفرمایید یکقدری تأمل بفرمایید خدمتتان عرض مىکنیم. او سراغ اعلم از طبیب عمومى مىرود که آن طبیب متخصص است یک متخصص کنار [اسم طبیب] باید بیاید و به یک متخصص مراجعه میکند. باز هم نمىرود سراغ متخصصى که درجۀ یک باشد، این را هم از علامه طباطبائی قبول داریم ولى سراغ متخصص مىرود یا نمىرود؟! چرا به آن طبیب اول اکتفا نکرد؟! شما که مىفرمودید: اشکال ندارد، درحالىکه میبینیم اشکال دارد! سراغ متخصص اعلم از غیر متخصص رفت یعنى طبیب عادی. حالا که سراغ متخصص رفت، متخصص نگاه مىکند و اینها را مىسنجد و مىگوید که این بیمارى شما اصلاً مربوط به معده و روده نیست و مربوط به کلیه است که زده این قسمت جلو را گرفته است یا مربوط به کیسۀ صفرای شما است که آمده این قسمت را گرفته است و گاهى اوقات این درد پخش مىشود یا حتى گاهى اوقات آپاندیس هم اشکال پیدا مىکند؛ وقتی که انسان آپاندیسیت میگیرد درد در اینجا نیست بلکه درد پخش میشود و تمام سطح معده را مىگیرد. شما باید به یک متخصص کلیه مراجعه کنید پس متخصص کلیه، یک اعلم بالاتر مىشود و دیگر الآن وقتی که [پزشک] گفت: مشکل از کلیه است او بلند نمیشود سراغ متخصص گوارش برود اگر برود دیوانه است! باید سراغ [متخصص] کلیه برود. ـ ببینید مدام یکىیکى داریم بالاتر مىرویم، سیرۀ عقلائیه هم مگر غیر از این است؟! شما خودتان این کار را نمىکنید؟! ـ بلند میشود و سراغ متخصص کلیه مىرود حالا که سراغ متخصص کلیه میرود باز سراغ اعلم نمیرود بلکه سراغ کسى میرود که اعلم از [متخصص داخلی] است و یک درجه بالاتر رفته است از همان متخصص داخلى سراغ اعلم از او میرود بعد نگاه مىکند مىگوید که بله در کلیۀ شما یک زائده دیده مىشود و این زائده احتمالاتى دارد پس بهتر است که تشریف بیاورید نوبت و وقت براى عمل بگیرید ما باید نصف این زائده را از کلیه حذف کنیم، اینجا که مىشود برق سهفاز از این آقا بیرون مىزند! چنان برقى مىزند که همۀ اینجا را روشن مىکند! آیا همانجا به طرف صاف مىگوید که آقا فردا بیمارستان مىآیم یا نه؟!
