اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

فنای جوهریت انسان در صورت‌های اخلاقی

تحلیل نسبت میان اختیار، فطرت و سقوط در شقاوت

14٬162
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از مباحث دقیق فلسفی و اخلاقی پیرامون کیفیت انتزاع جنس از ماده و صورت می‌پردازند. ایشان با پیوند زدن این بحث حکمی به مسائل تربیتی، توضیح می‌دهند که چگونه جوهریت و حقیقت انسانیت انسان، در صورت‌های عارض بر او فانی می‌شود. این فناء در مراتب مختلف، منجر به شکل‌گیری شخصیت‌های گوناگون می‌گردد؛ به‌گونه‌ای که انسان با اختیار خود، یا به سوی نورانیت و فطرت حرکت می‌کند و یا با غرق شدن در رذایل و تکالب بر دنیا، جوهر انسانیت خود را در صورت شقاوت فانی می‌سازد. در ادامه، استاد با نقد برخی رویکردهای سطحی در مواجهه با معارف الهی و ضرورت رجوع به اعلم در مسائل دینی، بر اهمیت بصیرت و لزوم حفظ شأن و جایگاه معارف اهل‌بیت علیهم‌السلام تأکید می‌ورزند و در پایان، با تحلیل واقعه خندق، معنای حقیقی افضلیت ضربت امیرالمؤمنین را در پرتو اتصال سرّی ایشان به عالم ربوبی تبیین می‌کنند.

فنای جوهریت انسان در صورت‌های اخلاقی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از مباحث دقیق فلسفی و اخلاقی پیرامون کیفیت انتزاع جنس از ماده و صورت می‌پردازند. ایشان با پیوند زدن این بحث حکمی به مسائل تربیتی، توضیح می‌دهند که چگونه جوهریت و حقیقت انسانیت انسان، در صورت‌های عارض بر او فانی می‌شود. این فناء در مراتب مختلف، منجر به شکل‌گیری شخصیت‌های گوناگون می‌گردد؛ به‌گونه‌ای که انسان با اختیار خود، یا به سوی نورانیت و فطرت حرکت می‌کند و یا با غرق شدن در رذایل و تکالب بر دنیا، جوهر انسانیت خود را در صورت شقاوت فانی می‌سازد. در ادامه، استاد با نقد برخی رویکردهای سطحی در مواجهه با معارف الهی و ضرورت رجوع به اعلم در مسائل دینی، بر اهمیت بصیرت و لزوم حفظ شأن و جایگاه معارف اهل‌بیت علیهم‌السلام تأکید می‌ورزند و در پایان، با تحلیل واقعه خندق، معنای حقیقی افضلیت ضربت امیرالمؤمنین را در پرتو اتصال سرّی ایشان به عالم ربوبی تبیین می‌کنند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

فنای جوهریت انسان در صورت‌های اخلاقی

14
  • استاد: چرا نمى‌شود؟! پیغمبر اعلم است دیگر.‌

  • تلمیذ: این علم قدسی که پیغمبر دارد سنخش جداست.‌

  • استاد: خب نداشته‌ است.

  • تلمیذ: دوتا فقیه را مى‌شود گفت که این فقیه از این فقیه اعلم است چون از یک سنخ علم است اما علم قدسى با این قیاس نمى‌شود.

  • استاد: بفرمایید ببینم پس پیغمبر که فرمودند: «علىُّ أعلمُ الأُمّة»1 اشتباه کردند؟!

  • تلمیذ: نه این درست است.‌

  • استاد: سنخش که دوتا است.

  • تلمیذ: ولی در این جهت‌...

  • استاد: کدام جهت؟ ‌

  • تلمیذ: در همین جهت علمیه و ....

  • استاد: بنده هم همین را مى‌گویم خب این‌هم همان است.‌

  • تلمیذ:﴿ٱللَهُ أَعۡلَمُ حَيۡثُ يَجۡعَلُ رِسَالَتَه﴾.2

  • استاد: اینها اشتباه است چون اعلم است؟!‌

  • تلمیذ: نه، درست است.

  • استاد: پس تمام است. حالا به این قضیه کار نداریم.

  • تلمیذ: عموی حضرت ابراهیم علیه‌السّلام بت‌پرست بود و اصلاً عالم اهل توحید نبود.

  • استاد: آقاجان اعلم یعنى داناتر! چند بخش است؟! سه بخش! دا نا تر! حالا آن مقوله‌اش این است و آن مقوله‌اش این است اینها همه در این داناتری هست دیگر و نیازى به این چیزها ندارد. «علىٌ أعلمکم، علىٌ اتقاکُم» آن سنخیت تقواى امیرالمؤمنین با سنخیت‌...

  • تلمیذ: سنخیت ...

  • استاد: اى واى خداى من! عزیز من آن سنخیت تقواى على با سنخیت تقواى افراد عادى ربطى ندارد!

  • تلمیذ: پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم آن را نمی‌گویند و در این سنخیت علمی فقهی ظاهرى‌ می‌فرمایند.

  • استاد: به به! یعنی در همین سنخ عادی و کلک‌هاى معاویه و پدرسوختگی‌هاى معاویه و مغیرة بن شعبه و ...‌

  • تلمیذ: قرآن و اینها

  • استاد: همین‌ها؟! یعنى پیغمبر در فقه و قرآن دارد مى‌گوید که على علیه‌السّلام مثلاً بیشتر از من شنیده و مطالعه‌اش بیشتر بوده است! همین‌جا به قول انگلیسی‌ها کاتش [قطعش] کنید تا بعد!

  • تلمیذ: امام داراى روح قدسى است و دیگران نیستند.

  • استاد: آقا پیغمبر که به مردم مى‌گوید: «علىُ أعلمکم» یعنى سنخ علمش فرق مى‌کند که دنبالش بروید والا مردم مى‌گویند که ما هم از على بهتر مى‌فهمیم.

    1. . مناقب آل ابی‌طالب علیهم السلام، ج 4، ص ۳۳۷، با قدری اختلاف.
    2. . سوره انعام (6) آیه 124. امام شناسى، ج ‌2، ص 86:
      «و خدا داناتر است كه رسالت خود را در كجا قرار دهد.»
/ 260