اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

فنای جوهریت انسان در صورت‌های اخلاقی

تحلیل نسبت میان اختیار، فطرت و سقوط در شقاوت

14٬162
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از مباحث دقیق فلسفی و اخلاقی پیرامون کیفیت انتزاع جنس از ماده و صورت می‌پردازند. ایشان با پیوند زدن این بحث حکمی به مسائل تربیتی، توضیح می‌دهند که چگونه جوهریت و حقیقت انسانیت انسان، در صورت‌های عارض بر او فانی می‌شود. این فناء در مراتب مختلف، منجر به شکل‌گیری شخصیت‌های گوناگون می‌گردد؛ به‌گونه‌ای که انسان با اختیار خود، یا به سوی نورانیت و فطرت حرکت می‌کند و یا با غرق شدن در رذایل و تکالب بر دنیا، جوهر انسانیت خود را در صورت شقاوت فانی می‌سازد. در ادامه، استاد با نقد برخی رویکردهای سطحی در مواجهه با معارف الهی و ضرورت رجوع به اعلم در مسائل دینی، بر اهمیت بصیرت و لزوم حفظ شأن و جایگاه معارف اهل‌بیت علیهم‌السلام تأکید می‌ورزند و در پایان، با تحلیل واقعه خندق، معنای حقیقی افضلیت ضربت امیرالمؤمنین را در پرتو اتصال سرّی ایشان به عالم ربوبی تبیین می‌کنند.

فنای جوهریت انسان در صورت‌های اخلاقی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از مباحث دقیق فلسفی و اخلاقی پیرامون کیفیت انتزاع جنس از ماده و صورت می‌پردازند. ایشان با پیوند زدن این بحث حکمی به مسائل تربیتی، توضیح می‌دهند که چگونه جوهریت و حقیقت انسانیت انسان، در صورت‌های عارض بر او فانی می‌شود. این فناء در مراتب مختلف، منجر به شکل‌گیری شخصیت‌های گوناگون می‌گردد؛ به‌گونه‌ای که انسان با اختیار خود، یا به سوی نورانیت و فطرت حرکت می‌کند و یا با غرق شدن در رذایل و تکالب بر دنیا، جوهر انسانیت خود را در صورت شقاوت فانی می‌سازد. در ادامه، استاد با نقد برخی رویکردهای سطحی در مواجهه با معارف الهی و ضرورت رجوع به اعلم در مسائل دینی، بر اهمیت بصیرت و لزوم حفظ شأن و جایگاه معارف اهل‌بیت علیهم‌السلام تأکید می‌ورزند و در پایان، با تحلیل واقعه خندق، معنای حقیقی افضلیت ضربت امیرالمؤمنین را در پرتو اتصال سرّی ایشان به عالم ربوبی تبیین می‌کنند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

فنای جوهریت انسان در صورت‌های اخلاقی

12
  • رد نظر علامه طباطبائی

  • بنده در آنجا چیزی که نوشتم و اشکالی که بر این نظریۀ ایشان کردم این بود که گفتم که درست است سیرۀ عقلائیه بر رجوع افراد به شخص خبیر است و در همین‌جا هم سیرۀ عقلائیه وارد است و احتجاج مرحوم آقا به قوت خودش در قرآن باقى است. دلیل مطلب این است که حضرت ابراهیم علیه‌السّلام وقتى که به آزر مى‌گوید که ﴿إِنِّي قَدۡ جَآءَنِي مِنَ ٱلۡعِلۡمِ مَا لَمۡ يَأۡتِكَ﴾ نمى‌گوید که در آن مقدارى که تو هم دارى ﴿فَٱتَّبِعۡنِيٓ﴾ در آن مقدارى که ندارى ﴿فَٱتَّبِعۡنِيٓ﴾! ‌

  • تلمیذ: یعنى این آیه مى‌فرماید که او هیچى ندارد! یعنی آن علم قدسى که حضرت ابراهیم کسب کرده، آزر ندارد و فاقد است.‌

  • استاد: اشکال ندارد.

  • تلمیذ: ﴿مَا لَمۡ يَأۡتِكَ﴾ یعنى تو هیچ ندارى‌.

  • استاد: اشکال ندارد ببینید ما همین را مى‌گوییم. مى‌گوییم که یک سرى اطلاعاتى هست که انسان باید آن اطلاعات و معلومات را انجام بدهد فرض کنید حسن و قبح عقلى که خود عقل و فطرت اینها را مى‌فهمد، دروغ و نفاق حرام است و کلک زدن خلاف است حالا آن عقل که حرام را نمى‌فهمد همان خلاف را مى‌فهمد. صدق و عدالت هم در اجتماع و هم در دین لازم است این حسن و قبح‌هاى عقلى‌ که در این زمینه هستند که برگشت همه به عدالت و ظلم است. این یک مسئله که در این مقدار ما با همدیگر شریک هستیم یعنى هم من مى‌گویم که صدق واجب است هم تو [می‌گویی] ولى یک مطالب دیگر هست که بحث مربوط به مسائل ظاهرى نیست و مربوط به مسائل باطنى است؛ در آن مسائل باطنى است که براى من انکشاف پیدا شده ولى براى تو نشده است. پس باز به جهل برمى‌گردد؛ یعنى به همان میزان جهل، حالا آن میزان جهل یک متر است یا به قول شما از زمین تا آسمان است اشکال ندارد. این قضیه برمى‌گردد به میزان جهلى که بین آزر و حضرت ابراهیم علیه‌السّلام وجود دارد خب این همان اعلمیت است! حضرت ابراهیم مى‌گوید که من در اینجا اعلم از تو هستم و مطالب را بهتر از تو مى‌فهمم و آینده را تشخیص مى‌دهم و راه و رسم...

/ 260