اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 16/11/1430

نسخه عربی

جلسه ۶۷۹

9
  •  واقعا خدا همه‌شان را رحمت كند كه افراد درست و پاك و اگر اینها زنده بودند و اوضاع ما را می‌دیدند چی می‌گفتند؟! آقا میرزا محمدتقی شیرازی آن آدم به آن صفا و اخلاص كه اصلا در صفا و اخلاص او دوست و دشمن معترف بود می‌گویند شخصی بود یكی از همین خیلی فضلای معروف بنام آقا شیخ هادی تهرانی كه به او می‌گفتند مكفّر، همچنین خیلی درست است خلاصه به پرو پای همه می‌پیچید دیگر به خاطر اینكه می‌پیچید می‌گفتند مكفّر و اگر نمی‌پیچید هر چی هم كفر می‌گفت كاریش نداشتند! ولی چون می‌پیچید به پرو پای حضرات لذا این دیگر خط قرمز است خط قرمز آن جایی است كه انسان بپیچد بله هر فحشی كه به هر امامی داده بشود مسئله‌ای نیست فقط به پر و پای ما نپیچید مشكل نیست!

  •  ایشان خلاصه هیچ كسی را قبول نداشته همه را تخطئه می‌كرد می‌گفت این خر است این الاغ است این نفهم است اصلا برای گنده‌ها این جور تعابیری داشت خیلی مرد فاضلی بود من یك وقت تقریرات ایشان را می‌خواندم، خیلی تقریرات ایشان را خواندم واقعا مرد فاضلی بود اصلا با شیخ انصاری مثل عروسك بازی می‌كرد و یك شرح هم بر مكاسب دارد ایشان از همه ایراد می‌گرفت هیچ كس را قبول نداشت قبول نداشت دیگر خیلی هم راحت بود مثلا یكدفعه می‌دیدی كه درسش تعطیل می‌شددر درسش ده پانزده تا می‌آمدند ده پانزده تا بیشتر نمی‌رفتند ولی درسش خیلی عمیق بود یكدفعه می‌دیدی غیبش زد هر چی می‌گشتند پیدایش نمی‌كردند یك دفعه بعد از یك هفته می‌دیدند كه در كوفه رفته برای خودش حال می‌كند زن هم نداشت و یكی از این حجرات كوفه گرفته و خوش دارد كنار شط قدم می‌زند! بابا پاشو بیا یك پولی از ایران برایم رسیده تا این جا تمامش نكنم بلند نمی‌شوم خیلی راحت بود تا تمامش نكنم نمی‌آیم بلند شوید شما هم بروید بعد می‌گفت شما هم بیایید اینجا پول را قسمت می‌كرد بقیه هم می‌خوردند و تمام! حالا بلند شویم برویم سراغ امیرالمومنین پولمان تمام شد برویم آن جا بنشینیم ایشان وقتی در مقام تنقید می‌خواست از آقا میرزا محمد تقی انتقاد بكند می‌گفت كه خوبی ایشان ذاتیش است این هنر نكرده نمی‌گفته اكتسابی است! می‌گفته این خوبی ذاتیش است ذاتا خوب است هنر نیست هنر آن است كه ... یعنی این دیگر نهایت انتقاد و خلاصه تعییری كه می‌تواند بیاورد این بوده واقعا. آن وقت یك كسی مثل آقا میرزا محمد تقی احتیاطاتش را ارجاع می‌دهد به آقا سید احمد كربلایی. مرحوم آقا هم از آقا میرزا محمد تقی شیرازی خیلی تعریف می‌كردند و می‌گفتند خیلی مرد بی هوایی بوده بی هوا بوده! چه چیزها به او كه نگفتند چه فحشها كه به او ندادند چه سعه صدری داشته! همین آقا سید محمد كاظم یزدی چه اهانتها كه به ایشان نكرد! حالا مطالبی انشاءاللَه اگر خدا بخواهد منتشر بشود در همین نوشته‌های خطی مرحوم آقا ملاحضه می‌كنید خود مرحوم آقا از مرحوم آقا میرزا محمد تقی مطالبی دارند وقتی انسان می‌خواند تعجب می‌كند و عبرت می‌گیرد چقدر ما روش خودمان را بایستی با این مرام ها منطبق كنیم آن وقت آقا سید احمد وقتی می‌بیند كه آقا میرزا محمد تقی دارد زمینه را برای مرجعیتش فراهم می‌كند چنان برمی‌آشوبد كه نامه می‌دهد برای آقا میرزا محمد تقی یا دست از این كارت برمی‌داری یا در روز قیامت حساب و كتاب با جدم مانده! آنجا دیگر حاكم ماییم و سلطنت به دست مااست و جلوی جدم شما را می‌گیرم و نمی‌گذارم كه رد بشوی!! اصلا آدم فقط صاف نگاه كند به این مطالب ولی نبایدانسان به این ور و آن ور نگاه كند باید فقط به این رفتار بزرگان نگاه كند و خودش را نزدیك كند هی نزدیك كند نزدیك كند اگر آدم بخواهد به این ور و آن ور هی نگاه بكند كثرات زیاد است و غیر از كدورت هم برای انسان اثری ندارد.