
جلسه ۶۷۹
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 16/11/1430
جلسه ۶۷۹
31حالا ما ببینیم واقعا این بود این ضربت علی یوم خندق افضل من عباده ثقلین این عبادت ثقلین این افضلیت به چی برمیگردد؟ فقط به همین یا اینكه نه افضل را مرحوم آقا به اصطلاح یك معنایی كردند یك معنای كلی كردند كه این افضلیت كه در همین معنای كلی قرار میگیرد. ایشان میفرمودند كه امیرالمومنین در آن روز حالتی داشت از اتصال با پروردگار و حالت توجهی كه داشت به آن عالم ربوبی و موقعیت جنگ خندق خیلی عجیب بود با خیبر و اینها فرق میكرد آن جا هم امیرالمومنین رفت مرهب و اینها را كشت و آن جریان بیماری چشم حضرت و لآتین رایت قدم رجلا یحب اللَه و رسوله و یحبه اللَه و یحب رسوله فرار غیر كرار لایرجع حتی یفتح اللَه علی یدیه آن هم در آنجا بود ولی باز قضیه روز خندق فرق میكردو حال و هوای امیرالمومنین در روز خندق خیلی تفاوت داشت آن حالی كه حضرت داشت در آن جا كه آن حال حالتی است كه لایساویه الشیء هیچی با آن مساوی نبود یعنی حضرت در یك افق دیگر بود بعد عبارت ایشان این بود در آن افق نمازی كه میخواند لایساویه الصلاه احد! خوب شما این صلای افراد روی زمین هزار نفر باشند لایساویه یك میلیون بشوند لایساویه یك ملیارد بشوند لایساویه صد میلیارد لایساویه امسال لایساوی سال دیگر لایساوی تا قیامت لایساوی سال قبل لایساوی چرا؟ چون اصلا افق فرق میكند! در آن جا كثرت عددی و كمیت ملاحظه نمیشود كثرت كیفی یعنی امیرالمومنین در یك سطحی بود از اتصال كه بقیه نبودند حالا یك نفر این طور بود شما یك بگذار این جا خط فاصله بعد یك یك دیگر خط فاصله یك دیگر صد كیلومتر همین طوری یك، خط فاصله، آخرش یك است یعنی صد كیلومتر یك نه اینكه یك به اضافه یك دو، نه یك خط فاصله یك همان یك است یك صد میلیارد یك تا قیامت یك حالا پیغمبران یك همه پیغمبران بالاتر و حسابهایشان فرق میكند ولی باز امیرالمومنین بالاتر است یعنی در یك افقی است كه لایساویه احد حالا این در نماز باشد لایساویه در انفاق باشد لایساویه در روزه باشد لایساویه امیرالمومنین روزه كه میگرفت با روزه كه ما میگیریم یكی است؟! خوب یكی نیست آن روزهای كه اولیای خدا میگیرند یكی است خندهاش میگیرد از روزه گرفتن خودش یكی است چیزهایی كه ما دیدیم از آن حالات آنها در هنگام روزه و فلان این حرفها كه اصلا چه وضعیتی داشتند و اصلا نمیشود بگوییم از خودمان مأیوس میشویم آیس میشویم از وضعیت خودمان و الا من رحم ربّی فرض كنید كه یكی در همان مقاتله با كفار هم یكی است حال امیرالمومنین در هنگام ضربت زدن یكی است در هنگام مواجهه با او یكی است ضربت علی میرود در زیرمجموعه همان اتصالش، میرود در زیرمجموعه آن حالش، میرود در آنجا قرار میگیرد لذا ضربت علی میشود افضل من عباده ثقلین نه تنها در همه چیز در آن حال كه امیرالمومنین این عمل را انجام داد در آن حال هیچ كس تا روز قیامت نمیتواند آن حال مواجهه با دشمن را داشته باشد ما در حال مواجهه با دشمن خیلی خیلی به خودمان فشار میآوریم یك اخلاصی را در خودمان مثلا زنده بكنیم و یا به وجود بیاوریم آیا میتوانیم به آن حال امیرالمومنین در هنگام ضربت خندق برسیم كه آن چه فكر میكرده چه بوده و چه وضعیتی داشته؟! اصلا اصلا نمیتوانیم بفهمیم چون اصلا نیستیم اصلا نیستیم كه بخواهیم بفهمیم چون پیغمبر فرمود میفهمیم یك خبری است والا اگر این هم نمیگفتند ما میگفتیم بالاخره زد دیگر آدم غول بی شاخ و دمیرا انداخت به زمین و هورا كف بزنیم اسلام برنده شد و افتاد روی زمین ولی امیرالمومنین نه، مولانا فهمید آن حال امیرالمومنین و آن شعرها را گفت حرف آقا را مولانا ترجمه كرده و تفسیر كرده در كتاب از علی آموز اخلاص عمل شیر حق را دان منزه از دغل او خدو انداخت بر روی علی افتخار هر نبی و هر ولی و الا شاید رستم دستان هم جلوی رستم دستان شاهنامهای نه اینكه حالا واقعیت داشته یا نداشته یا نه میگوییم همچنین پهلوانی بوده شاید جلوی عمروبن عبدود قرار میگرفت و عمروبن عبدود را از پا این میآورد پهلوان زورش بیشتر است آن كمتر است دیگر خلاصه قویتر است. در مقابل بنده هم عمروبن عبدود باشد ولی وقتی كه دست بنده یك آرپیچی باشد حالا هزار تا عمروبن عبدود باشد میبرمش هوا، آن دیگر تفاوتی ندارد حالا فرض كن من هم سی كیلو وزنم بیشتر نباشد. آن سلاح كاربرد دارد و كار انجام میدهد نه این حالت امیرالمومنین و آن نگرشش در هنگام وارد كردن ضربت كه به چی دارد میزند چه شخصی انجام میدهد و یا چه خصوصیاتی دارد انجام میدهد و وقتی كه آب دهان میاندازد دست نگه میدارد و او را از بین نمیبرد میرود و آن جنبه اخلاص را وقتی در خودش دید و دید صاف است و كشتن و نكشتن برایش یكی است خوب حالا طبق تكلیف باید بزند بكشد
